زمان حال

قابلیت زیستن در زمان حال و سیلی زدن

اینروزها دارم مطالبی در خصوص چگونگی قابلیت زیستن در زمان حال می نویسم که حتی نوشتن در مورد آن بسیار لذت بخش است.

لای آن نوشته ها دارم تجربه می کنم و یاد می گیرم چطور در لحظه زندگی کنم چیزی که به شدت خودآگاهی ام را افزایش می دهد و مرا قدردان تمام لحظات زندگی ام می کند که تمام آنها ارزشمند هستند، حتما آنها را در وبلاگ می گذارم.

اما چند روز پیش در کامنتی به یکی از نوشته های یاور مشیرفر عزیز جمله ای نوشتم که دوست داشتم آن را اینجا هم بگذارم و فکر می کنم می تواند  راه حلی برای زیستن در زمان حال باشد و آن جمله این بود:

کاش یک نفر کنار ما بود و هر لحظه به ما یک سیلی می زد و می گفت کجایی؟ اینجا باش.


عکس: شکوفه های درخت سیب، سفر خاطره انگیز مراغه، کوه زیبای سهند

پی نوشت: این عکس را از آن جهت گذاشتم که تا صفحه را باز کردید لبخند بزنید.

قابلیت زیستن در زمان حال و سیلی زدن
۱ (۲۰%) ۲ votes

15 دیدگاه برای “قابلیت زیستن در زمان حال و سیلی زدن

  1. 🙂
    می‌دونی معصومه جان. به نظرم یکی از مزایای زندگی در زمان حال اینه که با خودش یه احساس آرامش عجیبی رو همراه میاره.
    احساسی که با نگاه به گذشته گاهی تبدیل به حسرت می‌شه و با نگاه به آینده گاهی تبدیل به دل‌شوره و نگرانی می‌شه.
    ولی خودِ خودِ لحظه‌ی حال، سرشار از احساس آرامش هست.

    1. طاهره خوشحالم که خندیدی 🙂 آره دقیقا چیزی که مد نظر منه همینه و میگم اون لحظه ای که وسط گذشته و آینده گیر کرده چه گناهی کرده که باید پراکنده بشه.

  2. به قول سعید سلطانپور

    «سیلی آبدار تو جاودانه شد»

    مراغه که خواستی بیای خبر بده منم بیام با هم بریم «سایت فسیل شناسی» و چند ساعتی برات از اون همه مزخرفی که بلدم صحبت کنم!

    🙂

    1. 🙂
      مراغه نشد تبریز حتما
      البته که مزخرف نیست و هرچه هست دست نوشته های یک دیوانه است. که از همه عاقل ها برای ما ارزشمندتره.

  3. http://s8.picofile.com/file/8296643892/DSC00176.JPG

    گفتم در ازای این عکس و لبخندی که بهم دادی، منم یه عکس بهت هدیه بدم.

    اما یه سوال: آیا توجه به زمان حال و تلاش و فکر کردن برای زندگی در زمان حال باعث نمیشه که، این برامون یه دغدغه بشه و همین دغدغه حواسمون رو از حال پرت کنه؟ حواسمون بره به سمت بکارگیری روش های زیستن در زمان حال؟

    مثلاً در زمینه ی تمرکز، وقتی هنگام مطالعه به ابزارها و روش های گوناگون افزایش تمرکز و دقت در بکارگیری شون فکر می کنم، ناخودآگاه تمرکزم از مطالعه رو از دست میدم و توجهم به بکارگیری این روش ها معطوف میشه. برای حل این مشکل تصمیم گرفتم بی خیال روش های گوناگون بشم و تنها بخونم و اگه جایی لازم بود بنویسم، خط بکشم، های لایت کنم.
    حس می کنم در مورد زیستن در زمان حال نیز ممکنه چنین چیزی پیش بیاد.

    1. ممنون محسن جان
      درسته کلاسختی تغییر و آموزش همینه اول به سختی انجام میشه چون ناخودآگاه ما مقاومت میکنه و یه جورایی نبرد بین خودآگاه و ناخودآگاهه حتی ممکنه دچار سردرد بشیم اما اگر کمی صبرکنیم ذهن ما به طور خودکار با این تغییر کنار میاد و و تغییرات از خودآگاه وارد ناخودآگاه میشن و دیگه ما حواسمون نیست و خیلی چیزا رو رعایت میکنیم. رانندگی مثال خوبیه اینجا

  4. چه خوب گفتی معصومه جان اتفاقا من هم این روزها به اینجا و اکنون فکر میکنم. یک فیلم خوبی هم دیدم که توصیه میکنم اگر ندیدی آن را ببینی
    Peaceful of warrior
    یک دیالوگی دارد میگوید:
    «امکان نداره اتفاقی نیافته»
    اگر تو لحظه باشیم امکان نداره اتفاقی نیافته. امکان نداره یک کفشدوزک از روی ساقه گیاه کناردستمان بالا برود و آن را نبینیم و لذت نبریم.
    دیروز یک متنی نوشتم که خودم آن را خیلی دوست داشتم چون وقتی آن را مینوشتم تمام تمرکزم در لحظه بود. نه به گذشته فکر میکردم. نه به آینده و نه به دیگران.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *