در لحظه

چرا باید هم اکنون، اینجا باشیم؟

فقط یک زمان است که اهمیت دارد: اکنون! این مهمترین زمان است چون تنها زمانی است که روی آن قدرت داریم. لئو تولستوی

در پست چرا در زمان حال نیستیم ؟ پس کجاییم؟ در خصوص اینکه واقعا کجا هستیم؟ صحبت کردیم. اما چیزی که مهم هست برای انجام هر کاری و حتی تلاش برای در زمان حال بودن نیاز به چرایی آن داریم این چرایی بسیاری اوقات انگیزه لازم برای عمل کردن را به ما می دهد.

اینجا چند دلیل را با همدیگر مرور می کنیم:

  •  وقتی در زمان حال هستیم و به گذشته و آینده فکر نمی کنیم ذهنمان خلوت است  احتمالا تجربه شلوغی ذهن را دارید وقتی به خودتان می آیید آنقدر خسته شده اید و سردرد دارید که انگار یک کار یدی سخت را انجام داده اید.
  • وقتی در لحظه ایم و در حال انجام دادن کاری هستیم مثلا کتاب می خوانیم یا با کسی صحبت می کنیم اگر در لحطه باشیم این در لحظه بودن به میزان زیادی تمرکز ما را افزایش می دهد و همانطور که می دانیم تمرکز یکی از بزرگترین قدرت ها و منبع الهامات فراوانی ست که انسان می تواند داشته باشد.
    •  در این لحظه کتابی که می خوانیم هزاران ایده به ما می دهد.
    • به دوستی که داریم با او صحبت می کنیم با در لحظه بودن پیام می دهیم من اینجا هستم و با دقت به حرفهای تو گوش می دهم  و اینگونه دوستی هایمان را هم تداوم می بخشیم.
  •  در لحظه بودن تمرکز ما را افزایش می دهد و در این وضعیت برای انجام کاری که مشغول آن هستیم هزاران راه حل به ذهن ما می رسد و اینگونه میزان خلاقیت ما نیز به شکل قابل توجهی افزایش پیدا می کند.
  • از زندگی لذت بیشتری می بریم و شادمانی بیشتری را تجربه خواهیم کرد.از رنگ ها، صداها، موسیقی ها، آدمها، برای این بند استناد میکنم به یک دیالوگ دوست داشتنی از فیلم Peaceful of warrior

امکان نداره اتفاقی نیافته
اگر تو لحظه باشیم امکان نداره اتفاقی نیافته. امکان نداره یک کفشدوزک از روی ساقه گیاه کنار دستمان بالا برود و آن را نبینیم و لذت نبریم

  • مارک تواین می گوید : شما نمی توانید به چشمانتان اعتماد کنید اگر تخیل تان متمرکز نباشد.

گاهی اوقات آنقدر در لحظه نیستیم  و حواسمان پرت است که تسلط کامل بر رفتار خود نداریم و ممکن است وسایل و اشیاء  خانه یا محل کارمان را جابجا کنیم  یا  وسیله ای را در جایی بگذاریم که بعدها به ندرت به خاطر بیاوریم آن وسیله کجاست و ساعت ها دنبالش بگردیم و اینطور زمانمان را از دست بدهیم ( شاید این را زیاد تجربه کرده باشید.) اگر در لحظه باشیم هر چیزی را سر جای خود می گذاریم یا بی دلیل چیزی را جابجا نمی کنیم.

  • کسانی که فایل مدیریت توجه محمدرضا شعبانعلی را گوش داده اند حتما موافقند که باید تمام توان خود را در لحظه ای خاص که قرار داریم به یک موضوع معطوف کنیم و این عمل به شدت در افزایش بهره وری ما موثر خواهد بود.

پی نوشت۱:

آن دیالوگ دوست داشتنی فیلم را پریسا حسینی عزیزم در یک از کامنت ها برای من گذاشته. از پریسا ممنونم

پی نوشت۲: عکس مربط به طبیعت روستای ماهین استان زنجان می باشد. با آرامش تمام آن عکس را گرفتم خیلی مواظب بودم آن پروانه نپرد باید بگویم اگر در لحظه نباشیم شاید آن پروانه زیبا که روی آن گل نشسته است را هم نبینیم.

پی نوشت۳: خیلی از مطالب بالا تجربه هایی است که برای خود من یا دیگران رخ داده و شاید هم برای شما رخ داده باشه، خواستم بگم این متن بیشتر تجربی ست و ادعایی بر علمی بودن آن نیست. شما هم می تونید تجربیات یا نظرات خود رو در این زمینه با ما در میان بگذارید.

 

چرا باید هم اکنون، اینجا باشیم؟
۱٫۷ (۳۳٫۳۳%) ۳ votes

5 دیدگاه برای “چرا باید هم اکنون، اینجا باشیم؟

  1. نکته ای که من دوست دارم به مطلب خودت اضافه کنم اینه که
    ما بیمار روانی رو معمولاً کسی میدونیم که از واقعیت فاصله گرفته
    واقعیت هم برای ما یعنی چیزی که در لحظه حس میکنیم با حواس پنجگانه یا حواس دیگرمون
    بنابراین وقتی ما از این لحظه حال فاصله میگیریم و به ذهنمون به مکان و زمان دیگه ای میره و این تبدیل به یک عادت و وسواس فکری میشه، میتونیم بگیم گفت تا حدی از سلامت روانی فاصله گرفتیم و توی توهم و خیال زندگی میکنیم.
    به قول سم هریس فکر کنیم توی خیابون یا کلاس فکر و خیالات همه با صدای بلند شنیده بشه. چه به محتوای فکرها گوش بدیم، چه به اندازه ش متوجه میشیم که با یه مشت دیوانه طرف هستیم :)) سام هریس میگه پس ما در واقع چون دهنمون بسته ست و این فکرها فقط توی ذهنمون هست به نظر میاد سالمیم. گفتم فکر اما به نظرم این خیالات فکر نیستند صرفاً یه سری خیالات تکراری مبتنی بر ترس و نگرانی هستن چون به نظرم اگه فکر باشه باید اگاهانه و از روی قصد خودمون باشه و تکراری نباشه.
    نمیدونم توی کامنت قبلی گفتم یا نه ولی چند ماهیه درگیر این موضوعم و تقریبا تمام مطالعات علمی و فلسفی و روانشناختی و فکرهایی که میکنم رو میتونم به همین موضوع اینجا و اکنون ربط بدم.
    ببخش پرحرفی کردم.

    1. ممنون هیوا جان
      تو کامنت قبلی هم گفته بودی تو این موضوع داری مطالعه می کنی راستش من هم چند وقتی ست درگیر این موضوع شدم نمی دونم ناخودآگاه بوده یانه شاید چون من هم آدمی هستم که زیاد فکرمی کنم البته شاید به قول تو خیال و زیاد ذهنم از اینجا و اکنون منحرف میشه البته خودم اینجوری فکر می کنم و شاید این دلیلی شده که این موضوع دغدغه من بشه و در این زمینه شروع به مطالعه کردم حرفات من رو یاد یه فیلم کوتاه صدثانیه ای انداخت که اینطور شروع شد که صحنه پر از افکار بود انگار یه نفر با خودش حرف می زد به شکلهای مختلف از اتفاقهایی که اول صبح تا شب واسه یه نفر رخ میده و در پایان فیلم تصویر یه خانوم رو نشون داد که داشت نماز می خوند شاید این به کرات واسه ما نه حتما در حال نماز خواندن بلکه سایر جاها اتفاق افتاده .
      فکر می کنم خیلی از مشکلات ما به همین حرف خودت برمی گرده که ما یه مشت بیمار روانی هسنیم یا اگه مواظب نباشیم میشیم. و چیزی که این روزها آرامش رو از ما گرفته همین توهمات وخیال ها هستن. که هر چه فکر می کنم نتیجه ای واسه ما ندارند یا الان چیزی به ذهنم نمیرسه و واقعا برام سواله آیا این خیال ها و توهمات جایی به ما کمک میکنن یا نه؟

  2. معصومه همیشم وقتی بحث زندگی در لحظه و در حال بودن به میان میاد این پاراگراف از نامه‌ی به گذشته‌ی محمدرضا شعبانعلی تو ذهنم میاد:
    بخوان. بخوان. بخوان.
    سالهای بعد، به جای اینکه از ده ساعتی که در روز کتاب می‌خواندی احساس غرور کنی، از آن یک ساعت بیشتری که می‌توانستی بخوانی و نخواندی، احساس پشیمانی خواهی کرد.
    “و تجربه‌ی خوردن یک چای یا قهوه رو، همزمان با سکوت و گوش دادن به یک موسیقی آروم، با هیچ چیز دیگری مخلوط یا معاوضه نکن. چون تمام اون برنامه ریزی‌های عجیب و تلاش‌های زیاد و موفقیت‌های شگفت، قراره در نهایت بهت فرصتی برای تجربه‌ی خوردن همون چای و قهوه، بدن. همزمان با سکوت و گوش دادن به یک موسیقی آروم!”
    خیام هم میگه:
    می نوش که عمر جاودانی اینست
    خود حاصلت از دور جوانی اینست
    هنگام گل و باده و یاران سرمست
    خوش باش دمی که زندگانی اینست

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *