سه شنبه ها با شعر: لبخند بزن

من هم به معجزه لبخند ایمان دارم من هم به معجزه مهربانی ایمان دارم باید آدمش باشی تا لبخندت دنیایی را جان دهد هر لبی پیغام رسان آشنایی نیست. امروز این شعر در عین سادگی به من طراوتی دیگرگونه داد.   لبخند بزن برامدگی گونه هایت توان آن را دارد که امید رفته را بازگرداند […]

سه شنبه ها با شعر: به آرامی آغاز به مردن می کنی…

می خواستم امروز شعری از پابلو نرودا بگذارم اما راستش ترجمه ها آنقدر بد بود که از خواندن هیچکدامشان به شعر نرسیدم حس کردم همین ترجمه ای که به شاملو منتسب است همچنان بهتر از همه است هر چند شاید بارها آن را خوانده باشید اما همچنان دوستش دارم بیشتر به خاطر امید و انگیزه […]

سه شنبه ها با شعر: اين شعر نيست خون دهان توست كه بند نمي آيد

تنها چیزی که می تواند برنا مه ام را به هم بریزد و نگران نباشم شعر است آنهم شعرهای الیاس علوی الیاس علوی از شاعران خوب افغان است سال ۸۵ با او در جشنواره شعری در ارومیه آشنا شدم در هواپیمای تهران ارومیه کنار هم نشسته بودیم آرام و مهربان و دوست داشتنی او با […]

سه شنبه ها با شعر: ‏یک رابطه عاشقانه را زندگی کن و به هیچکس هم نگو

سالها پیش هدیه ای بسیار ارزشمند را از یک دوست ارزشمند دریافت کردم هدیه یک نوشته بود با خطی زیبا که اندر احوالات آن روزهای من بود آنقدر بابت آن شور و شوق داشتم که آن را به برخی از دوستانم هم نشان دادم بعدها فهمیدم آن اندازه از شور و شوقی که من بابت […]

سه شنبه ها با شعر: دختری با انگشتهای جوهری

شاید اگر روزی یک زن جوان شعرهای خود را برای اولین بار به دفتر مجله روشن فکر نمیبرد و مدیر ادبی آن دفتر فریدون مشیری حیران از آن همه جسارت آن شعرها را چاپ نمی کرد امروز دختران و زنان ما هنوز هم به راحتی از عشق خود در شعر نمیگفتند باید مدیون فروغ  آن […]

سه شنبه ها با شعر: شهر خاموش من

محمدرضا شفیعی کدکنی یک گنج است در دل ادبیات ایران، سالهاست کلاس سه شنبه های دانشکده ادبیات دانشگاه تهران او از شلوغ ترین کلاسهاست. این شعر نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت    به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد را میتوان در وصف او گفت او درباره دوران کودکی خود می گوید: […]

سه شنبه ها با شعر: مثنوی قلاقیران

دوستی اهل افغانستان و شاعر دارم به اسم فاطمه روشن سالها پیش او را در جشنواره شعر ملاقات کردم او از سختی های زندگی در افغانستان میگفت و می گفت ایران خوب است اما احساسی که تو به یک درخت در ایران داری من ندارم دست خودم نیست. کاملا حس می کنم این درخت به من […]

سه شنبه ها با شعر: با یادت ای بهشت من آتش دوزخ کجاست؟

ای نامت از دل و جان، یکی از ترانه هایی که بسیار دوست دارم  و مرا یاد فیلم لیلا با بازی لیلا حاتمی می اندازد چقدر با این فیلم ارتباط برقرار کردیم. امروز فهمیدم این شعر از قیصر امین پور است. البته اگر دنیای اینترنت راست بگوید. اي نامت از دل و جان در همه جا […]

سه شنبه ها با شعر: جغرافیای کوچک من بازوان توست

علیرضا بدیع را با آن شعر زیبای تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی.. اندوه بزرگی ست زمانی که نباشی! آه از نفس پاک تو و صبح نشابور از چشم تو و حجره ی فیروزه تراشی.. می شناسیم که حجت اشرف زاده هم به زیبایی تمام خوانده است این سه شنبه به پای […]

سه شنبه ها با شعر: نه حرف عقل بزن با کسی نه لاف جنون

فاضل نظری آنقدر شاعر است که هر چه از او شعر بخوانیم کم است. تو آن بُتی که پرستیدنت خطایی نیست و گر خطاست مرا از خطا ابایی نیست   بیا که در شب گرداب زلف موّاجت به غیر گوشه ی چشم تو ناخدایی نیست   درون خاک، دلم می تپد هنوز اینجا به جز […]