یک خودافشایی کمی تلخ و مهربانی هوشمندانه

دوستان و اطرافیانم مرا به مهربانی می شناسند خودم چندان به وجود چنین رفتاری در خودم دقت نکرده بودم یا اینکه آن را یک رفتار معمولی می دانستم بنابراین تاکید اطرافیان مبنی بر این رفتار مرا مجاب کرد که خودم هم اعتراف کنم مهربانم.

 بعدها اتفاقات و مشکلاتی که در زندگی ام رخ داده بود را ارزیابی می کردم فهمیدم این مهربانی هزینه های زیادی برای من داشته و نقطه آسیب پذیری من بوده:

  • کم کم به وظیفه ام تبدیل شده.
  • چون مهربان بوده ام افراد در رفتارشان کمتر رعایت حال مرا کرده اند و با خود گفته اند او مهربان است ناراحت نمی شود و یا چیزهایی از این قبیل …
  • این مهربانی برای بعضی ها خیلی زیاد بوده و ظرفیت وجودی آنها تحمل این مهربانی را نداشته است.
  • این مهربانی حتی باعث شده در جاهایی کمتر جدی گرفته شوم.
  • حتی این مهربانی کم کم کارکرد خود را از دست داده و آنطور که من فکر میکردم تاثیرگذار نبوده.
  • در نتیجه این مهربانی برای خودم هم توقعاتی درست یا غلط نسبت به اطرافیانم ایجاد شده.

فهمیدم یک جای کار می لنگد هر چند کمی تلخ است اما باید به اشتباهاتمان اعتراف کنیم فهمیدم این مهربانی آگاهانه و هوشمندانه نبوده است.

بهتر است گاهی شیوه هایی را که کارایی خوبی در زندگی مان ندارند را کنار بگذاریم، هر چند سخت به نظر می آید چون رفتاری است که سالها با آن زندگی کرده ایم و حتی به خاطر آن تقدیر شده ایم و کمی هم شاید دچار توهم هم شده باشیم اما زندگی بخش های دیگری هم دارد.

این روزها باید حرفه ای تر زندگی کرد و با بعضی ها نامهربان بود.

یک خودافشایی کمی تلخ و مهربانی هوشمندانه
۲٫۹ (۵۸٫۵۷%) ۱۴ votes

2 دیدگاه برای “یک خودافشایی کمی تلخ و مهربانی هوشمندانه

  1. خانم شیخ مرادی عزیز سلام.
    راستش حالا که از مهربانی گفتید من هم با اجازه نکته‌ای رو که به ذهنم می‌رسه بگم.
    فکر می کنم آدم هایی که مهربان هستند، اگر بخواهند اینطور نباشند یک فشاری را باید تحمل کنند. مثل آنهایی که می‌گویید ظرفیت مهربانی را ندارند، من فکر می‌کنم قلب آدم های مهربان هم ظرفیت خوب نبودن را ندارد! انگار بعضی ها هستند که وقتی می‌خواهند خوب نباشند، معلوم است که خودشان نیستند! چشمانشان هنوز خوب و پر از احساس است. من جدای از ظرفیت دیگران امیدوارم آدمی که پر از احساس و به قول شما با مهر و عطوفت است، هیچ وقت رنگ مهر از چشمانش نرود که دیگر آن آدم، آدم قبل نیست.
    به نظرم آدمی که خودش خواسته مهر را از وجودش کم کند، دیگر آدم سابق با مهربانیه درست، به موقع و به جا و یا به قول شما حرفه‌ای تر نیست. او یک آدم دیگر است، بی آنکه بدانم خوب تر یا بدتر.

  2. با سلام
    من خیلی نمی پسندم که دیگران مبنای رفتارهای ما قرار بگیرن . مثلا چون همه اختلاس میکنن ما هم اگر جایی تونستیم و دستمون بود اختلاس کنیم. یا اگر همه اعتیاد دارن پس دلیلی نداره که ما سالم زندگی کنیم. یا بدتر از اینها اگر حقوقمون به هر نحوی و به دست هر شخصی زیر پا گذاشته شدما هم باید سکوت کنیم وکاری با این موضوع نداشته باشیم و درعوض ما هم حقوق اونها رو نادیده بگیریم.
    مولانا در اشاره به اینکه چه چیزی پیامبر رو از بقیه متفاوت میکنه میگه پیامبر کاملترین انسانهاست. و توجه کنیم پیامبر هرگز با مشرکین و امت مثل خودشون رفتار نکرد بلکه با محبت رفتار کردن.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *