وبلاگ نویسی: درون نگری ، خودکاوی ، خودافشایی

در ادامه پست های قبلی در خصوص وبلاگ نویسی منبعی الهام بخش برای نویسندگی و وبلاگ نویسی عنصری مهم در بازیابی خلاقیت اینبار می خواهم در خصوص تاثیر وبلاگ نویسی در خودشناسی بنویسم.

 البته قابل ذکر است که همه اینها بر اساس تجربه ای ست که در مدت وبلاگ نویسی برای من رخ داده و فکر می کنم این تجربه می تواند در دیگران هم رخ دهد.
وقتی وبلاگ نویسی میکنیم به عنوان یک وبلاگ نویس و گاه حتی کامنت گذار با فضاهایی روبرو می شویم که مجبور هستیم و اصلا دلمان می خواهد ما هم نظر خود را اعلام کنیم و احتمال زیاد هم دارد که تا آنموقع اصلا درباره آن مطلب فکر هم نکرده باشیم و اصلا ندانیم نظرمان چیست در این حالت مجبور می شویم به کندو کاو در درون خود بپردازیم و حتی به گذشته های دور برویم و دنبال تجربه هایی در آن زمینه بگردیم.

در واقع نوعی درون نگری و خودکاوی در ما رخ می دهد با این کندوکاوها به شناخت بهتری از خود دست پیدا می کنیم که شاید هیچوقت دیگر و در هیچ شرایط دیگری این فرصت برای ما پیش نیاید.

این می تواند یکی از مزایای وبلاگ نویسی و نوشتن باشد که چون آیینه ای هر لحظه ما را رو در روی خود قرار می دهد تا به تحلیل خود بپردازیم و نقاط قوت و ضعف مان را پیدا کنیم و به بسیاری از توانمندی های خود که تا آن زمان ناشناخته مانده دست پیدا کنیم.

حتی گاهی ممکن است وبلاگ نویسی منجر به خودافشایی شود برای خود من این اتفاق در مطلب خودشناسی: نسخه ای جدید از من به پیشنهاد یک دوست افتاد شاید خودم هیچوقت فکر نمی کردم اینقدر واضح و شفاف و بدون رودربایستی بتوانم درباره خودم بنویسم و مانند یک ناظر بیرونی به بیرحمانه ترین شکل به نظاره خودم بنشینم، چون فکر می کنم اینطور بهتر خودم را پیدا می کنم و قبلا هم از بزرگی شنیده ام که برای موفقیت باید کمی بی رحم بود.

پی نوشت : وبلاگ نویسی و درون نگری را جدی بگیریم.

وبلاگ نویسی: درون نگری ، خودکاوی ، خودافشایی
۳٫۳ (۶۵%) ۴ votes

6 دیدگاه برای “وبلاگ نویسی: درون نگری ، خودکاوی ، خودافشایی

  1. یک عمر زندگی می کنیم بدون اینکه «آگاهانه» بدونیم نظر ما درباره زندگی چیه
    گاهی سال ها به سر کار می رویم و کار می کنیم، بدون اینکه یک بار آگاهانه درباره آن فکر کنیم. نظر من درباره کار کردن چیست؟
    نگاه من به خانواده یا اطرافیان چگونه است؟
    مدل ذهنی من درباره تفریح کردن چه می گوید؟
    کتاب خواندن در ذهن و فکر من چه جایگاهی دارد؟
    ارزش ها و اولویت های من چیست؟
    از انجام چه کارهایی لذت می برم؟ چه رفتارهایی من را آزار می دهد؟

    و هزاران مساله کوچک و بزرگ دیگری که هر روز با آن ها سر و کار داریم.
    ما درباره هر یک از این ها، بصورت «ناخودآگاه» پیش فرض ها و پیش نویس هایی را بکار می بریم.
    اما نوشتن درباره موضوعات مختلف باعث می شود که خودآگاه تر بشویم و به قول خودت، به درون نگری و خودکاوی بپردازیم. مدل های ذهنی خودمان و نظریه مورد حمایت و نظریه مورد استفاده خودمان را بشناسیم.
    بتدریج از انجام کارهای ناخودآگاه و غیرقابل کنترل به سمت کارهای و تصمیم های آگاهانه و از روی فکر و تحلیل حرکت می کنیم. در نتیجه مدیریت و کنترل ما بر زندگی مان افزایش می یابد.

    1. ممنو علی جان
      خیلی خوب و جامع نوشتی در واقع همینطورهست که شما می گویید با نوشتن بر زندگی خود اشراف پیدا می کنیم.

  2. سلام.
    من با این قسمت از این سلسله مطالب بسیار موافقم. و تجربه. کوتاه مدت و کمِ من هم دقیقا همین موضوع را تصدیق می کند. و به نظر من یک خاصیت دیگر وبلاگ نویسی این است که به ذهن نویسنده نظم می بخشد و به مرور زمان نویسنده متوجه می شود که ایده ها و حرف ها و داستانها و کلمات به هم ریخته ای که قبلا در هر گوشه از ذهنمان تلنبار شده بود حالا دارد دسته بندی می سود و طبقه بندی می شود. و این خیلی حس خوبی دارد. حتی به توانایی تسلط کلامی هم منجر می شود چون حالا همه چیز در ذهنمان سر جای خودش است و می توانیم به موقع از انها استفاده کنیم.

    1. سلام ممنون از نظر خوب و جامع ات درباره وبلاگ نویسی و خوشحالم که شما هم مشترکید با من در این تجربه
      موفق باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *