سه شنبه ها با شعر: آرام لای تاب و تبت بستری شوم

 

این سه شنبه غزل آرام لای تاب و تبت بستری شوم را از کتاب اشک ماهی ها، انتخاب کرده ام قبلا داستان این شعر را گفته ام. امیدوارم مورد پسند واقع شود.

 

دریای کوچکم شو که من هم پری شوم

آرام لای  تاب  و  تبت  بستری  شوم

هی موج موج بال و پرم را ببوسی و …

از بوسه ات بمیرم و خاکستری شوم

هی اشک می شوی که تنم سبزتر شود

من هم به دور روح تو نیلو فری شوم

انگشتر عقیق سلیمانی ات کجاست؟

تا من عروس خانه ی پیغمبری شوم

من با تمام حادثه ها دست می دهم

خورشید چشم های تو را مشتری شوم

 

 

لینک دانلود

آرام لای تاب و تبت

 

پی نوشت: کتاب اشک ماهی ها مجموعه ای از غزل های من است که در سال ۸۹ توسط انتشارات سپیده باوران مشهد به چاپ رسیده، جلیل صفربیگی رباعی سرای خوب کشورمان زحمات زیادی برای چاپ این کتاب کشیدند و بدون شک اگر ایشان نبودند این کتاب هرگز چاپ نمی شد.

فرصت خوبی است که بعد از سال ها از او قدردانی کنم. به پاس لطف هایی که همیشه به من داشته و دارد، امیدوارم همیشه شاعر باشد.

سه شنبه ها با شعر: آرام لای تاب و تبت بستری شوم
۲ (۴۰%) ۴ votes

11 دیدگاه برای “سه شنبه ها با شعر: آرام لای تاب و تبت بستری شوم

  1. معصومه از بعدازظهر بال بال میزدم که چه شده که هنوز شعر نگذاشته ای، داشتم ناامید می شدم که…
    چه کردی با من که احساسم اشک شد و به گونه ام بارید. این همه لطافت و ظرافت چطور در کلام می گنجند من نمی دانم، دست موسی میخواهد که معجزه وار عصا بیاندازی و اژدها بیافرینی تو هم معجزه بلدی بی شک.
    به قول خودت شاعر بمانی
    دلم کتابت را میخواهد، نمی دانی کرج کجا می توانم پیدایش کنم؟

    1. ممنون پری عزیزم. خوشحالم که با شعر ارتباط برقرار کردی. و امیدوارم آن اشک ها، اشک های دلخواهت بوده باشند. اگر همایش میای من چند جلد از کتابارو میارم اگر هم نه هر وقت گذرت به تهران میخوره هماهنگ کن اگه تونستم بهت بدم و اگر هم نه آدرس بده پست کنم بعید میدونم کتابفروشی ها داشته باشند.

  2. ممنون از اینکه این اشعار زیبا رو با صدای خودتون با ما هم به اشتراک می گذارید خانم شیخ مرادی

    موسیقی متن فیلم بادیگارد که استفاده کرده بودید عالی بود. کلا عاشق موزیک متن این فیلم هستم. اثری ماندگار از کارن همایونفر.

  3. تو از کدامین سیاره ای شاعر ماهی ها که این چنین میخرامی بین موج های دریای غزل؟

    تو از کدامین ستاره آمده ای که درخشش کلامت خورشید را به سخره گرفته است؟

    تو از کدامین منظومه ای معصومه که تمام وجودت را یکجا به انگشتر سلیمانی بخشیده ای؟

    معصومه، معصومه، معصومه

    تو از کجای جهان آمده ای که زبان طیران میدانی؟ کی رفتی آن هفت شهر عشق را؟ کی با خورشید لاف همنوایی زده ای که این چنین گرمای کلامت جهنم تابستانی را با نسیم نمناک دریایی آغشته میکند؟

    معصومه، معصومه، معصومه
    کنون که دل ما را با شراب موج ها شستی، همتی کن که پرواز از تو بیاموزیم.

    با مهر و سپاس
    یاور

    1. ممنون یاور جان از این همه لطف و مهربانی تو
      مطمئنم تو خودت همه این چیزها را بهتر از من میدانی . هم پرواز را هم هفت شهر عشق را
      راستش مخاطب این همه کلمات خوب که گفته ای تاب و تحمل بالایی می خواهد. من من …نمی دانم این تاب و تحمل را…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *