سه شنبه ها با شعر: من نشستم بروی مِی بخری برگردی ترسم این است مسلمان شده باشی جایی!

از مهدی فرجی کتاب روسری باد را تکان می داد به یادگار دارم که در جشنواره شعر یزد سال ۸۲ به من هدیه داد. چند روزی است این تک بیت او زیاد ورد زبانم شده:  حال من خوب است اما با تو بهتر می‌شوم      آخ تا می بینمت یک جور دیگر می شوم سالها پیش […]

سه شنبه ها با شعر: غم این خفته‌ی چند خواب در چشم ترم می‌شکند

اگر بخواهیم از تغییر حرف بزنیم و کسانی که اهل تغییر بوده اند بدون شک نیما یوشیج از چهره هایی است که جسارت او در شکستن قوالب شعر هزارساله فارسی تحسین برانگیز است درباره نیما باید بیشتر و بیشتر خواند تا بتوان ریشه های این جسارت را در شخصیت و ذهنیت او پیدا کرد به […]

سه شنبه ها با شعر: بیمار خنده های توام بیشتر بخند

فریدون مشیری را با شعر خاطره انگیز بی تو مهتاب شبی  می شناسیم اما مشیری شعرهای قشنگ دیگری هم دارد در شعرهای مشیری مهربانی و سادگی و طراوت و تازگی موج می زند شاید این برگرفته از شخصیت او باشد.   شعر زیر از فریدون مشیری را علیرضا قربانی با زیبایی هر چه تمامتر هم خوانده […]

سه شنبه ها با شعر: موسی عصایت را به چارلی چاپلین بده تا کمی بخندیم!

این سه شنبه چند عاشقانه کوتاه از شمس لنگرودی را با هم می خوانیم من هم در لذت خواندن این شعرها با شما شریکم. ۱ آخر به چه درد می خورد آفتاب اسفند این که جای پای تو را آب کرده است   ۲ از گلی که نچیده ام عطری به سرانگشتم نیست خاری در […]

سه شنبه ها با شعر: مرگ دوست نداشتن توست

اولین سه شنبه سال ۹۷ زا با دو شعر از رسول یونان با شعر آغاز می کنیم.   ۱ اگر مرا دوست نداشته باشی دراز می کشم و می میرم مرگ نه سفری بی بازگشت است و نه ناگهان محو شدن مرگ دوست نداشتن توست درست آن موقع که باید دوست بداری!   ۲ زندگی […]

سه شنبه ها با شعر: من بچه ام از قند خوشم می آید

جلیل صفربیگی از شاعران خوب ایلامی است این سه شنبه را با رباعی های زیبای او که جان را از شعر و کلمه و شور و زندگی سیراب می کنند، پر از شعر می کنیم.     ای کاش تو رودخانه باشی تا من… هر روز تمــــام قطره هایت را من… من نیز سفال کوچکی […]

سه شنبه ها با شعر: تعادل دنیا گاه به مویی بند است

قبلا درباره سوخت موتور زندگی ام گفته بودم ، کتاب بالا حاصل کتابگردی های من برای تامین سوخت موتور زندگی است.   تکه هایی از حافظ موسوی را با هم می خوانیم.   ۱ قطاری که تو را می برد چه چیزی را با خود برمی گرداند؟ تعادل دنیا گاهی فقط به مویی بند است لوکوموتیوران تو […]

سه شنبه ها با شعر: می نشینی چند تمرین ریاضی حل کنی

ویرا اشتراوس: “هر ریاضیدان وقتی كامل است كه تا اندازه ای هم شاعر باشد.” نجمه زارع از شاعران خوب معاصر بود که البته عمر معمولی اش به دنیا بشارت بلند بودن را نداد اما عمر شاعرانه اش همچنان طولانی است و چه باشکوه بودنی است اینگونه بودن که کلماتت روزی دلتنگی آدمی دیگر با هزاران فرسخ فاصله […]

سه شنبه ها با شعر: و من چقدر دلم میخواهد که گیس دختر سید جواد را بکشم

هر وقت که دوست دارم دست به کاری بزنم که نمی توانم یا از دید عموم چندان عرف نیست. یا هر وقت حس جیغ کشیدن دارم. یا هر وقت حس اذیت کردن و لجبازی با دنیا را دارم. یا هر وقت می خواهم عقده ای را خالی کنم، این تکه از شعر فروغ فرخزاد در […]

سه شنبه ها با شعر: لیلی صورت نیست

امروز سعادتی دست داد تا لحظاتی مهمان فیه مافیه مولوی باشم. از این کلام و کمال و جمال و جلال شگفت زده شدم. دیدم چه گوهرهای ارزشمندی در محتوای او خفته است و از حکمت او فراوان می توان آموخت. اصالت دادن به محتوا را از مولوی آموختم، به راستی او خداوندگار شعر پارسی است. […]