خاطره من از اولین روز تدریس: آن یک ربع لرزش اول طبیعی است

سال ۸۷ از پایان نامه عزیزم که مرا یکسال درگیر کرد دفاع کردم هفته بعد در همان دانشگاهی که خودم کارشناسی خوانده بودم درخواست تدریس دادم که با درخواستم موافقت شد و چند واحد درسی ریاضی برای تدریس به من اختصاص داده شد. اولین روز که سر کلاس رفتم چون ریاضی عمومی بود تعداد دانشجویان […]

سه شنبه ها با شعر: آرام لای تاب و تبت بستری شوم

  این سه شنبه غزل آرام لای تاب و تبت بستری شوم را از کتاب اشک ماهی ها، انتخاب کرده ام قبلا داستان این شعر را گفته ام. امیدوارم مورد پسند واقع شود.   دریای کوچکم شو که من هم پری شوم آرام لای  تاب  و  تبت  بستری  شوم هی موج موج بال و پرم را ببوسی و … از بوسه ات […]