سه شنبه ها با شعر: دختری با انگشتهای جوهری

شاید اگر روزی یک زن جوان شعرهای خود را برای اولین بار به دفتر مجله روشن فکر نمیبرد و مدیر ادبی آن دفتر فریدون مشیری حیران از آن همه جسارت آن شعرها را چاپ نمی کرد امروز دختران و زنان ما هنوز هم به راحتی از عشق خود در شعر نمیگفتند باید مدیون فروغ  آن […]

پادری ها (۱): این روزها از گوگل حالت را می پرسم

پادری ها نوزادان تازه این خانه اند.   پادری ها گاه جملاتی کوتاه هستند که مجوز ورود به یک متن بلند را دارند اما هنوز نتوانسته اند بلند شوند مجوز ورود به اتاق زندگی اند، اتاق نوشتن، اتاق فکر کردن، کنار میز و قلم و کاغذها به همان اتاق که تک تک سلولهایش میل رهایی […]

سه شنبه ها با شعر: شعر آفریدن بسیار کم از آن است که شعر را زندگی کنیم

این سه شنبه بسیار کوتاه، زیبا، جذاب و گیرا دریاره شعر و زندگی از نادر ابراهیمی از یک عاشقانه آرام. نادر اراهیمی تکه هایی دارد که بدجور از اعماق آمده اند من فکر می کنم راز این بدجور آمدنها در این است که آنها را تجربه کرده باشیم بسار نادر است که چیزی را عمیق بگوییم […]

سه شنبه ها با شعر: ای کاش عشق سر به سر ما نمی گذاشت

فاضل نظری شعر خوب زیاد دارد و انتخاب از بین آنها بسیار سخت است هر کدام برای خود دنیایی است. شعرهایش را بارها و بارها خوانده ام شبیه گنج اند برای من و پر می شوم از حس خوب دستیابی به آنها، کلمات را اینجا بهتر حس می کنم شبیه  یک غار تو در تو که هر […]

عشقم را در سال بد یافتم

گاهی حجم تاریکی آنقدر زیاد می شود که فکر می کنی دیگر برای قدم برداشتن همه چیز تمام شده است اینجا دقیقا بهترین نقطه مسیر است اینجا خیلی چیزها را می فهمی، اینکه لمس تاریکی تجربه مشترک انسانهایی است که اهل رفتن بوده اند و انگار کسی را گریزی از سیاهی و تاریکی نبوده اما […]