اکبر اکسیر

سه شنبه ها با شعر: چند شعر از ملخ های حاصلخیز اکبر اکسیر

من شعر و هنری را دوست دارم که فقط برای سرگرمی نباشد بیدارم کند مرا به فکر فرو ببرد و از نقطه ای به نقطه دیگر مرا به حرکت وا دارد تنها یک تغییر حالت نباشد تغییر خیال هم باشد تغییر اندیشه، چالش، منظورم هنر متعهد نیست منظورم حضور اندیشه است، درک، فهم، احترام به […]

سه شنبه ها با شعر: اين شعر نيست خون دهان توست كه بند نمي آيد

تنها چیزی که می تواند برنا مه ام را به هم بریزد و نگران نباشم شعر است آنهم شعرهای الیاس علوی الیاس علوی از شاعران خوب افغان است سال ۸۵ با او در جشنواره شعری در ارومیه آشنا شدم در هواپیمای تهران ارومیه کنار هم نشسته بودیم آرام و مهربان و دوست داشتنی او با […]

سه شنبه ها با شعر: دختری با انگشتهای جوهری

شاید اگر روزی یک زن جوان شعرهای خود را برای اولین بار به دفتر مجله روشن فکر نمیبرد و مدیر ادبی آن دفتر فریدون مشیری حیران از آن همه جسارت آن شعرها را چاپ نمی کرد امروز دختران و زنان ما هنوز هم به راحتی از عشق خود در شعر نمیگفتند باید مدیون فروغ  آن […]

سه شنبه ها با شعر: چون تو نماز می‌خوانی من خداپرست شده‌ام

نام بیژن نجدی با یوزپلنگانی که با من دویده اند پیوند خورده است هر چند من هنوز موفق به خواندن این کتاب نشده ام و در لیست کتابهایم در کتابخانه در انتظار خوانده شدن است اما لطافت و نوازشگری کلمات او در شعر هایش را حس میکنم و همین مرا بر آن داشت تا این سه […]

سه شنبه ها با شعر: چرا تو این همه خوبی؟ بیا کمی بد باش

                            عمران صلاحی شاعری طنزپرداز و نیمایی سراست اگر شعرهایش را بخوانید ردپای او را در شعر بسیاری از شاعران معاصر خواهید دید از پیچیدگی در شعر او خبری نیست، شعرش به آرامی رودخانه ای جریان دارد و پر از تصاویر شفاف […]

سه شنبه ها با شعر: از آینه بپرس نام نجات دهنده ات را

گاهی که حس میکنم خودم را به عنوان تنها کسی که می تواند منجی و آفرینشگر زندگی ام باشد فراموش کرده ام و نگاهم به بیرون از خودم رفته این شعر فروغ بیش از هر چیزی برایم زنده و تازه می شود: از آینه بپرس نام نجات دهنده ات را و ایمان می آورم به […]

پل الوار

سه شنبه ها با شعر: با پل الوار: به نام زندگی هرگز مگو هرگز

این سه شنبه با دو شعر از پل الوار مهمان مهربانی شما هستم که دوستدار سه شنبه ها با شعر هستید.   به نام زندگی هرگز مگو هرگز زمستان گذشته است گل ها شکفته اند باز زمان نغمه سرایی فرا رسیده است و تو ای کبوتر من که در شکاف صخره ها و پشت سنگها پنهان […]

لطیف هلمت

سه شنبه ها با شعر: لطیف هلمت شاعر کرد زبانی دیگر

این سه شنبه را به شعرهای لطیف هلمت اختصاص داده ام آشنایی با او از کتابی به نام    گیسوانت سیه چادرِ گرمسیر و سردسیر من است که از دوستی هدیه گرفتم، شروع شد. لطیف هلمت از شاعران کرد عراق است ویکی پدیا درباره شعر او میگوید: لحن و زبان هلمت ساده و روان و به دور […]

سه شنبه ها با شعر: به آرامی آغاز به مردن می کنی…

می خواستم امروز شعری از پابلو نرودا بگذارم اما راستش ترجمه ها آنقدر بد بود که از خواندن هیچکدامشان به شعر نرسیدم حس کردم همین ترجمه ای که به شاملو منتسب است همچنان بهتر از همه است هر چند شاید بارها آن را خوانده باشید اما همچنان دوستش دارم بیشتر به خاطر امید و انگیزه […]

سه شنبه ها با شعر: ‏یک رابطه عاشقانه را زندگی کن و به هیچکس هم نگو

سالها پیش هدیه ای بسیار ارزشمند را از یک دوست ارزشمند دریافت کردم هدیه یک نوشته بود با خطی زیبا که اندر احوالات آن روزهای من بود آنقدر بابت آن شور و شوق داشتم که آن را به برخی از دوستانم هم نشان دادم بعدها فهمیدم آن اندازه از شور و شوقی که من بابت […]