سه شنبه ها با شعر: نزار قبانی شاعر زن و عشق

نزار قبانی شاعر و ناشر سوری است که بیشتر از زن و عشق سروده است حتی شعرهای سیاسی و حماسی او نیز با روایتی عاشقانه سروده شده اند او شاعری ست که کمتر در شعرهایش دست به خوسانسوری زده. نزار قبانی در کتاب داستان من و شعر ترجمه دکتر غلامحسین یوسفی می‌نویسد: بیشتر اشعارم را به سفر مدیونم اگر مانند […]

سه شنبه ها با شعر: جایی باید دست از گذشته بکشی

قبلا چند پست درباره در زمان حال بودن نوشتم آنها را در آینده سر یک فرصت مناسب و بعد از مجموعه مطالعاتی که برای خودم در نظر گرفته ام ادامه خواهم داد به راهکارهایی رسیده ام که برای خودم تا حدودی اثربخش بوده اند اما می خواهم کمی علمی تر در این زمینه صحبت کنم […]

مجموعه ای از بی حوصلگی ها و مرگ مریم

امروز به محض اینکه از اداره خارج شدم حس کردم چقدر بی حوصله ام تا خانه که رسیدم مجموعه ای از کلمات پر از بی حوصلگی در ذهنم مرور شدند مثل معتادها به نوشتن به محض اینکه دستم به لب تاب رسید با تمام خستگی بعد از کار و چشم های خواب آلوده شروع کردم […]

آیدا: درخت و خنجر و خاطره

سه شنبه ها با شعر: آیدا: درخت و خنجر و خاطره

شاملو دوست دوران نوجوانی من است کاست هایش را از آن زمان دارم و همه کتابهایش را می خریدم قبلا هم از او اینجا گفته ام یکی از زیباترین چیزهایی که در شعر شاملو یافتم شکوهی ست که در عشق نهفته است شاملو از کسانی است که برای عشق حماسه سرایی می کند و پیروزمندانه […]

گروس عبدالملکیان

سه شنبه ها با شعر: پیراهنت در باد تکان می خورد

این سه شنبه میهمان شعرهای گروس عبدالملکیان شاعر جوان معاصر و فرزند محمدرضا عبدالملکیان هستیم. شعرهایش بهترین توضیح برای اوست. پیشنهاد می کنم از او بیشتر بخوانید. دنیایش پر از چیزهای تازه است. (۱) پیراهنت در باد تکان می خورد این تنها پرچمی ست که دوستش دارم (۲) گفتی دوستت دارم و من به خیابان […]

قیصر امین پور

سه شنبه ها با شعر: سه شنبه های قیصر امین پور

سه شنبه ها را همیشه دوست داشته ام ، برایم روز دلنشینی است سبک است نمی دانم چرا شاید چون مدتی سه شنبه ها انجمن شعر می رفتم، شاید چون مدتی زیاد سینما می رفتم ( سینما سه شنبه ها نیم بهاست)  و اینگونه سه شنبه آمیخته می شد با عطر قرارهای دوستانه شاید چون […]

چای بعد از کار

لذت های معمولی: مثل چای بعد از کار

از وقتی از چیزهای معمولی نوشتم و گفتم و بیشتر حواسم به چیزهای معمولی ست چیزهای معمولی و لذت های معمولی را بیشتر می بینم  و حس می کنم. این رسول ادهمی شاعر را تازه پیدا کرده ام قبلا هم از او پستی  گذاشته ام شعرهایش پراست از چیزهای معمولی که به عاشقانه ترین و […]

من هیچ! برای گلوی خودت خوب است

این شعرها را اخیرا از رسول ادهمی خوانده ام. حیفم آمد لذت چشیدن آن را با خوانندگان وبلاگ در میان نگذارم. ساده و خلاقانه و از صمیم قلب، چیزی شبیه هم آغوشی با کلمات و به جز  این از یک شعر چه می خواهیم. ۱ گاهی بگو دوستم داری من هیچ! برای گلوی خودت خوب است. […]

من اگر بروم این درختها هرگز خوشبخت نخواهند شد

این شعر مربوط به سالها پیش است امروز که داشتم می خواندم با خودم گفتم چقدر آن موقع اعتماد به نفسم بالا بوده الان هم هست البته. اما اینجا فکر کنم به اوج رسیده و یا میزان تاثیرگزاری ام را در عالم زیاد می دانستم گاهی اوقات آدم خودش را کانون عالم حساب می کند. […]