سه شنبه ها با شعر: ‏یک رابطه عاشقانه را زندگی کن و به هیچکس هم نگو

سالها پیش هدیه ای بسیار ارزشمند را از یک دوست ارزشمند دریافت کردم هدیه یک نوشته بود با خطی زیبا که اندر احوالات آن روزهای من بود آنقدر بابت آن شور و شوق داشتم که آن را به برخی از دوستانم هم نشان دادم بعدها فهمیدم آن اندازه از شور و شوقی که من بابت […]

سه شنبه ها با شعر: شهر خاموش من

محمدرضا شفیعی کدکنی یک گنج است در دل ادبیات ایران، سالهاست کلاس سه شنبه های دانشکده ادبیات دانشگاه تهران او از شلوغ ترین کلاسهاست. این شعر نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت    به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد را میتوان در وصف او گفت او درباره دوران کودکی خود می گوید: […]

سه شنبه ها با شعر: جغرافیای کوچک من بازوان توست

علیرضا بدیع را با آن شعر زیبای تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی.. اندوه بزرگی ست زمانی که نباشی! آه از نفس پاک تو و صبح نشابور از چشم تو و حجره ی فیروزه تراشی.. می شناسیم که حجت اشرف زاده هم به زیبایی تمام خوانده است این سه شنبه به پای […]

سه شنبه ها با شعر: گرگ ها همراه و انسان ها غریب با که باید گفت این حال عجیب؟

شعر گرگ  فریدن مشیری بیشتر شعری پندآموز است تا غنایی، حکمت های عمیقی در این شعر نهفته است و برای کسانی که خود را در مسیر رشد درونی قرار داده اند مفید خواهد بود برای من که اولین بار خواندمش بسیار تکان دهنده بود.   گفت دانایی که: گرگی خیره سر هست پنهان در نهاد هر بشر […]

مهدی فرجی

سه شنبه ها با شعر: من نشستم بروی مِی بخری برگردی ترسم این است مسلمان شده باشی جایی!

از مهدی فرجی کتاب روسری باد را تکان می داد به یادگار دارم که در جشنواره شعر یزد سال ۸۲ به من هدیه داد. چند روزی است این تک بیت او زیاد ورد زبانم شده:  حال من خوب است اما با تو بهتر می‌شوم      آخ تا می بینمت یک جور دیگر می شوم سالها پیش […]

سه شنبه ها با شعر: موسی عصایت را به چارلی چاپلین بده تا کمی بخندیم!

این سه شنبه چند عاشقانه کوتاه از شمس لنگرودی را با هم می خوانیم من هم در لذت خواندن این شعرها با شما شریکم. ۱ آخر به چه درد می خورد آفتاب اسفند این که جای پای تو را آب کرده است   ۲ از گلی که نچیده ام عطری به سرانگشتم نیست خاری در […]

سه شنبه ها با شعر: مرگ دوست نداشتن توست

اولین سه شنبه سال ۹۷ زا با دو شعر از رسول یونان با شعر آغاز می کنیم.   ۱ اگر مرا دوست نداشته باشی دراز می کشم و می میرم مرگ نه سفری بی بازگشت است و نه ناگهان محو شدن مرگ دوست نداشتن توست درست آن موقع که باید دوست بداری!   ۲ زندگی […]

سه شنبه ها با شعر: من بچه ام از قند خوشم می آید

جلیل صفربیگی از شاعران خوب ایلامی است این سه شنبه را با رباعی های زیبای او که جان را از شعر و کلمه و شور و زندگی سیراب می کنند، پر از شعر می کنیم.     ای کاش تو رودخانه باشی تا من… هر روز تمــــام قطره هایت را من… من نیز سفال کوچکی […]

سه شنبه ها با شعر: می نشینی چند تمرین ریاضی حل کنی

ویرا اشتراوس: “هر ریاضیدان وقتی كامل است كه تا اندازه ای هم شاعر باشد.” نجمه زارع از شاعران خوب معاصر بود که البته عمر معمولی اش به دنیا بشارت بلند بودن را نداد اما عمر شاعرانه اش همچنان طولانی است و چه باشکوه بودنی است اینگونه بودن که کلماتت روزی دلتنگی آدمی دیگر با هزاران فرسخ فاصله […]

سه شنبه ها با شعر: و من چقدر دلم میخواهد که گیس دختر سید جواد را بکشم

هر وقت که دوست دارم دست به کاری بزنم که نمی توانم یا از دید عموم چندان عرف نیست. یا هر وقت حس جیغ کشیدن دارم. یا هر وقت حس اذیت کردن و لجبازی با دنیا را دارم. یا هر وقت می خواهم عقده ای را خالی کنم، این تکه از شعر فروغ فرخزاد در […]