سه شنبه ها با شعر: مرا نجات بده ای کلیدِ بزرگِ نقره!

شعر “غزل بزرگ” از دفتر “هوای تازه” احمد شاملوست. این شعر را به پیشنهاد یکی از دوستانم اینجا می گذارم و امیدوارم توی این صفحه هم از خواندنش لذت ببرد، قسمت هایی را هم که او بیشتر دوست داشته است بولد کرده ام. همه بت‌هایم را می‌شکنم تا فرش کنم بر راهی که تو بگذری […]

سه شنبه ها با شعر: تو را صبا و مرا آب دیده شد غماز

نمی دانم تابحال از حضرت حافظ شعری گذاشه ام یا نه اما ضرب آهنگ این غزل آنقدر مرا گرفت که دوست داشتم حال خوب از خواندنش را با شما به اشتراک بگذارم چه بگویم که در هر بیتش دنیایی از زیبایی آرمیده است چه بگویم که جادوی حافظ بس گیرا و جان گیر است. چه […]

سه شنبه ها با شعر: خواستم برگردم به زمانی که برگ می پوشیدم

این سه شنبه را بعد از مدتها با شعری از خودم به روز میکنم داستان من و شعر هنوز هم ادامه دارد اما به سبک و سیاقی دیگر در رودخانه شعر جاری ام و نفس میکشم هنوز… و اما شعر خواستم برگردم به زمانی که برگ می پوشیدم دلتنگی ام را که نمی دانستم چیست؟ […]

سه شنبه ها با شعر: تو افسردگی ات طبیعی است دختر

باید می دانستم اندوهی که از صبح سردلم سنگینی می کند یک شعر است امروز قصد نداشتم این شعر را بگذارم و شعر دیگری انتخاب کرده بودم اما این شعر را همین امروز خودم گفتم همان اندوه سنگین سر صبح بود که به شعری آرامم کرد و سبک شدم.     ( برای افسردگی های […]

اکبر اکسیر

سه شنبه ها با شعر: چند شعر از ملخ های حاصلخیز اکبر اکسیر

من شعر و هنری را دوست دارم که فقط برای سرگرمی نباشد بیدارم کند مرا به فکر فرو ببرد و از نقطه ای به نقطه دیگر مرا به حرکت وا دارد تنها یک تغییر حالت نباشد تغییر خیال هم باشد تغییر اندیشه، چالش، منظورم هنر متعهد نیست منظورم حضور اندیشه است، درک، فهم، احترام به […]

سه شنبه ها با شعر: اين شعر نيست خون دهان توست كه بند نمي آيد

تنها چیزی که می تواند برنا مه ام را به هم بریزد و نگران نباشم شعر است آنهم شعرهای الیاس علوی الیاس علوی از شاعران خوب افغان است سال ۸۵ با او در جشنواره شعری در ارومیه آشنا شدم در هواپیمای تهران ارومیه کنار هم نشسته بودیم آرام و مهربان و دوست داشتنی او با […]

لطیف هلمت

سه شنبه ها با شعر: لطیف هلمت شاعر کرد زبانی دیگر

این سه شنبه را به شعرهای لطیف هلمت اختصاص داده ام آشنایی با او از کتابی به نام    گیسوانت سیه چادرِ گرمسیر و سردسیر من است که از دوستی هدیه گرفتم، شروع شد. لطیف هلمت از شاعران کرد عراق است ویکی پدیا درباره شعر او میگوید: لحن و زبان هلمت ساده و روان و به دور […]

سه شنبه ها با شعر: به آرامی آغاز به مردن می کنی…

می خواستم امروز شعری از پابلو نرودا بگذارم اما راستش ترجمه ها آنقدر بد بود که از خواندن هیچکدامشان به شعر نرسیدم حس کردم همین ترجمه ای که به شاملو منتسب است همچنان بهتر از همه است هر چند شاید بارها آن را خوانده باشید اما همچنان دوستش دارم بیشتر به خاطر امید و انگیزه […]

سه شنبه ها با شعر: ‏یک رابطه عاشقانه را زندگی کن و به هیچکس هم نگو

سالها پیش هدیه ای بسیار ارزشمند را از یک دوست ارزشمند دریافت کردم هدیه یک نوشته بود با خطی زیبا که اندر احوالات آن روزهای من بود آنقدر بابت آن شور و شوق داشتم که آن را به برخی از دوستانم هم نشان دادم بعدها فهمیدم آن اندازه از شور و شوقی که من بابت […]

سه شنبه ها با شعر: شهر خاموش من

محمدرضا شفیعی کدکنی یک گنج است در دل ادبیات ایران، سالهاست کلاس سه شنبه های دانشکده ادبیات دانشگاه تهران او از شلوغ ترین کلاسهاست. این شعر نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت    به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد را میتوان در وصف او گفت او درباره دوران کودکی خود می گوید: […]