با هفتادی ها و هشتادی ها

سخنی با دهه هفتادی ها و هشتادی ها ما دهه شصتی ها هر وقت کنار هم می نشینیم شروع می کنیم به گفتن این حرفها: چه کلاه گشادی توی زندگی سرمان رفت. چقدر حرف گوش کن بودیم، چقدر سربه زیربودیم، چقدر شجاع نبودیم، چقدر جسارت نکردیم. چقدر ما نسل سوخته ایم. چقدر دیر فهمیدیم که […]

بی پدر و مادری

گاهی اوقات در ارتباطهای خانوادگی یا دوستانه بسیاری از پدر و مادرها را میبینم که می پرسند با نوجوانمان چکار کنیم؟  طوری درباره او حرف میزنند انگار یک عضو زائد مزاحم یا دردسر ساز است. از صحبتهایشان آنطور بر می آید که لازم می دانند نوجوانشان تغییر کند بنا بر  مطالعات اندکی که در این […]

من نویسی تیر

ا تیر ۹۸ تابستان در راه  امروز با خودم فکر می کردم چرا ما باید درک نکنیم امروز اولین روز تابستونه، چرا راحت از کنار این تغییر تحولهای طبیعت بگذریم و البته دلیلش اینه که راحت از کنار تغییر و تحولات درونی خودمون می گذریم چرا نباید کاری کنیم که واقعا بفهمیم تابستون شروع شده […]

چگونه حفره های خالی زندگی مان را پر کنیم؟

همه ما در زندگی کمبودهایی داریم این کمبودها شکلهای مختلفی دارند بعضی از کمبود محبت رنج می بریم آنطور که الان فکر می کنیم یا دلمان خواسته از جانب خانواده یا اطرافیان به ما محبت نشده، در کودکی آسیبی دیده ایم و یا در بزرگسالی دچار شکست عشقی شده ایم و حفره هایی در درون […]

من نویسی خرداد

۲ خرداد ۹۸ ما موقتی هستیم. شاید کمی دردناک به نظر برسد اما در این دنیا ظاهرا همه چیز موقتی است گدشته های بسیار خوبی داشته ایم، لحظاتی کوتاه که از آن بسیار لذت برده ایم. و فکر کرده این برای همیشه است و قرار هست بماند حتی یک ثانیه هم در آن لحظه نمی […]

رابطه هایی که در آنها خودمان نیستیم محکوم به شکستند

حتما برای شما هم پیش آمده که در رابطه ای احساس کرده اید خودتان نیستید، البته فهمیدن این جمله کار چندان راحتی نیست چون در یک رابطه به مرور زمان و به طور نامحسوس ممکن است تبدیل به آدمی شویم که طرف مقابل می خواهد و این را چندان متوجه نشویم. در انتها وقتی می […]

احساس

چقدر برای احساساتمان اهمیت قائل هستیم؟

ما در طول زندگی احساسات زیادی را تجربه می کنیم اما چقدر حواسمان به احساساتمان هست؟ متاسفانه با این نوع نگاه به احساسات که احساسات مانع از یه تصمیم گیری خوب میشوند و باید احساسی عمل نکنیم کلا از توجه به احساساتمان غافل شدیم و به همین خاطر خیلی از ما انسانها اصلا ارتباط خوبی […]

من نویسی اردیبهشت

۱ اردیبهشت چیزهایی که چشم ما را می بندند. در زندگی گاهی به چیزهای می چسبیم آدمها، اشیا شاید به محله و خانه ای به کار و  حتی به رشته ای تحصیلی می بینیم حال ما با آنها خوب نیست می دانیم حالمان خوب نیست اما جسارت دل کندن و بریدن و رفتن را نداریم […]

خودشناسی و استعاره ی پاندای کونگ فوکار

خودشناسی و استعاره پاندای کونگ فوکار یکی از دلایل من برای یادگیری سنگنوردی غلبه بر ترس و اضطراب ناشی از بالا رفتن از سنگها و صخره ها بود روزی که می خواستم سنگنوردی را یاد بگیرم  مربی ام مهرداد شهلایی یکی از مربیان خوب سنگنوردی که اتفاقا چند وقت پیش توانست اورست را هم فتح کند […]

من نویسی فروردین

من نویسی یه هر روز نویسیه یه پراکنده نویسی از پراکندگی های زندگی و افکار من. یه جور هر جور نویسی، یه تجربه جدید برای هر روز بودن، نوشتن، یعنی هر روز دست به قلم بودن یعنی هر روز زنده بودن و هر روز ذهن را به مجال تفکر کشاندن. رسمی یا شکسته فرقی نمیکنه […]