یکی از دلایل اینکه چرا گاهی در اوج موفقیت حالمان بد می شود?

برای بسیاری از ما این اتفاق می افتد در حالی که به موفقیتی که ظاهرا خواهانش بودیم رسیده ایم چندان حال خوبی را تجربه نمی کنیم و با خود می گوییم همه آنچه می خواستم همین بود؟  چرا اینگونه می شود؟ می بینیم دست زدن ها و کف زدن های دیگران چندان حالی به ما […]

کار مفید چیه؟

اینجا دوتا از تجربیاتم رو زمانی که توی دانشگاه ریاضی تدریس می کردم برای نشون دادن تاثیر حس مفید بودن کار روی آدم رو براتون تعریف می کنم چون می خوام یه جورایی داستان تعریف کنم ترجیح دادم کمی شکسته و عامیانه تر صحبت کنم یعنی خود کلام به اون سمت رفت، به این خاطر […]

سه شنبه ها با شعر: تو را صبا و مرا آب دیده شد غماز

نمی دانم تابحال از حضرت حافظ شعری گذاشه ام یا نه اما ضرب آهنگ این غزل آنقدر مرا گرفت که دوست داشتم حال خوب از خواندنش را با شما به اشتراک بگذارم چه بگویم که در هر بیتش دنیایی از زیبایی آرمیده است چه بگویم که جادوی حافظ بس گیرا و جان گیر است. چه […]

قانون نادیده گرفتن اثرات اولین رویارویی

وقتی اولین بار در زندگی با یک موضوع بغرنج روبرو می شویم مهم نیست آن موضوع درباره چیست؟ ویژگی های مشترکی که هر یک از ما در اولین رویارویی با آن مواجه می شویم اینهاست: موضوع برایمان برایمان قابل هضم نیست، به هیچ وجه نمی توانیم آن را به شکل مثبتی برای خود تفسیر کنیم، […]

انتظارات

چرا در بیشتر مواقع انتظاراتمان از آدمها با وجود تفاوت هایی که با هم دارند یکسان است؟

بهتر است از هر کس به اندازه ظرفیت روحی و روانی اش انتظار داشته باشیم. این جمله به چه معناست؟ دوستی از من پرسید: معصومه این روزها چطوری خوبی؟ راستش آن روزها اصلا خوب نبودم اتفاقا خیلی هم گیج و سردرگم بودم و اضطراب شدیدی را درباره بعضی چیزها در زندگی ام که نمی توانستم بفهممشان […]

سه شنبه ها با شعر: مادر مرا به جنینم بازگردان

زندگی پر از تعارض است، بخصوص وقتی تصمیم می گیری بیشتر بفهمی اش وقتی به قول معروف انگولکش می کنی آنوقت روهای دیگر خودش را هم به تو نشان می دهد اینجاست که باید بگردی دنبال معناهای مختلف، دنبال ارتباط های مختلف اشیا و آدمها تا بتوانی جایی برای ماندن برای آرام گرفتن پیدا کنی […]

بی معنایی ، تجربه ای که نباید از آن بترسیم

گاهی اوقات بسیاری از مفاهیم در زندگی برایمان بی معنا می شوند حتی بسیاری از کارهایی که در گذشته در زندگی انجام داده ایم و از آنها لذت برده ایم. ممکن است این بی معنایی منجر به تعارض هایی هم در زندگی مان شود. این یعنی نیاز به تغییراتی در زندگی داریم و قرار هست […]

قضاوت

هر کس به طریقی قضاوت می کند چرا؟

هر کس عینک مخصوص خودش را روی چشم دارد و با آن دنیا را می بیند، هر کس با استفاده از معیارها و ارزش هایی که دارد و جهان بینی خاص خودش به دنیا نگاه می کند و به قضاوت دنیا می نشیند، معیارهایی که در طول سالهای زندگی اش شکل گرفته اند تحت تاثیر […]

آدم برفی

سه شنبه ها با شعر: ما در عصر آدم برفی ها گیر کرده ایم

این سه شنبه هم با شعری از خودم به روز می شود. از آن غرزدن های فلسفی شاعرانه   عصر آدم برفی ها گرم باشگرمپیش از آنکه تنم به کدورت زمستان خو کندو دهان ها مه آلود شوند آنقدر که فرصت کوچک بوسه ای از دست رودما با آدم برفی ها روی نیمکت پارک نشسته […]

ابهام

چگونه در آغوش ابهام زندگی کنیم؟

این روزها ابهام زیادی را در زندگی ام تجربه می کنم البته که خود زندگی مملو از ابهام هست و ما اصلا هر روز در هوای مه آلودی زندگی میکنیم که خود هم آن را نمی بینیم قدم برداشتن فکر کردن و تصمیم گرفتن و به نتیجه رسیدن در این دنیا واقعا سخت به نظر […]