دوست

سه شنبه ها با شعر: جادوگران و اخترشناسان و مشایخ صوفیه به من پند داده‌اند که تو را دوست بدارم تا آسمان قدری بلند شود

از نزار قبانی قبلا شعر گذاشته ام اما زیبایی این شعر آنقدر زیاد بود و آنقدر شعر بود که به بهانه خواندن آن در این سه شنبه دوست داشتنی تصمیم گرفتم باز هم از نزار بگذارم. آمیختگی عشق و سیاست و آزادی و آزادگی در شعر نزار به هم آمیختگی اعجاب انگیزی است از آن […]

پل الوار

سه شنبه ها با شعر: با پل الوار: به نام زندگی هرگز مگو هرگز

این سه شنبه با دو شعر از پل الوار مهمان مهربانی شما هستم که دوستدار سه شنبه ها با شعر هستید.   به نام زندگی هرگز مگو هرگز زمستان گذشته است گل ها شکفته اند باز زمان نغمه سرایی فرا رسیده است و تو ای کبوتر من که در شکاف صخره ها و پشت سنگها پنهان […]

لطیف هلمت

سه شنبه ها با شعر: لطیف هلمت شاعر کرد زبانی دیگر

این سه شنبه را به شعرهای لطیف هلمت اختصاص داده ام آشنایی با او از کتابی به نام    گیسوانت سیه چادرِ گرمسیر و سردسیر من است که از دوستی هدیه گرفتم، شروع شد. لطیف هلمت از شاعران کرد عراق است ویکی پدیا درباره شعر او میگوید: لحن و زبان هلمت ساده و روان و به دور […]

سه شنبه ها با شعر: لبخند بزن

من هم به معجزه لبخند ایمان دارم من هم به معجزه مهربانی ایمان دارم باید آدمش باشی تا لبخندت دنیایی را جان دهد هر لبی پیغام رسان آشنایی نیست. امروز این شعر در عین سادگی به من طراوتی دیگرگونه داد.   لبخند بزن برامدگی گونه هایت توان آن را دارد که امید رفته را بازگرداند […]

سه شنبه ها با شعر: به آرامی آغاز به مردن می کنی…

می خواستم امروز شعری از پابلو نرودا بگذارم اما راستش ترجمه ها آنقدر بد بود که از خواندن هیچکدامشان به شعر نرسیدم حس کردم همین ترجمه ای که به شاملو منتسب است همچنان بهتر از همه است هر چند شاید بارها آن را خوانده باشید اما همچنان دوستش دارم بیشتر به خاطر امید و انگیزه […]

سه شنبه ها با شعر: ‏یک رابطه عاشقانه را زندگی کن و به هیچکس هم نگو

سالها پیش هدیه ای بسیار ارزشمند را از یک دوست ارزشمند دریافت کردم هدیه یک نوشته بود با خطی زیبا که اندر احوالات آن روزهای من بود آنقدر بابت آن شور و شوق داشتم که آن را به برخی از دوستانم هم نشان دادم بعدها فهمیدم آن اندازه از شور و شوقی که من بابت […]

سه شنبه ها با شعر: شهر خاموش من

محمدرضا شفیعی کدکنی یک گنج است در دل ادبیات ایران، سالهاست کلاس سه شنبه های دانشکده ادبیات دانشگاه تهران او از شلوغ ترین کلاسهاست. این شعر نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت    به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد را میتوان در وصف او گفت او درباره دوران کودکی خود می گوید: […]

سه شنبه ها با شعر: مثنوی قلاقیران

دوستی اهل افغانستان و شاعر دارم به اسم فاطمه روشن سالها پیش او را در جشنواره شعر ملاقات کردم او از سختی های زندگی در افغانستان میگفت و می گفت ایران خوب است اما احساسی که تو به یک درخت در ایران داری من ندارم دست خودم نیست. کاملا حس می کنم این درخت به من […]

سه شنبه ها با شعر: با یادت ای بهشت من آتش دوزخ کجاست؟

ای نامت از دل و جان، یکی از ترانه هایی که بسیار دوست دارم  و مرا یاد فیلم لیلا با بازی لیلا حاتمی می اندازد چقدر با این فیلم ارتباط برقرار کردیم. امروز فهمیدم این شعر از قیصر امین پور است. البته اگر دنیای اینترنت راست بگوید. اي نامت از دل و جان در همه جا […]

سه شنبه ها با شعر: جغرافیای کوچک من بازوان توست

علیرضا بدیع را با آن شعر زیبای تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی.. اندوه بزرگی ست زمانی که نباشی! آه از نفس پاک تو و صبح نشابور از چشم تو و حجره ی فیروزه تراشی.. می شناسیم که حجت اشرف زاده هم به زیبایی تمام خوانده است این سه شنبه به پای […]