رقصان می گذرم از آستانه اجبار

همیشه از خود میپرسم چرا حق حیات به من داده شده؟ قرار هست چه کار ویژه ای در دنیا انجام دهم؟ آیا هم برای خدا و هم برای من به دنیا آمدن من کار بیهوده ای نیست؟ بودن هر انسان چه چیزی می تواند برای خدا داشته باشد؟ روزهایی که زندگی برایم به سختی و […]

شیراز گردی: اردیبهشت مردمکت فال من شود!

شیرازگردی هر وقت حدیث شیراز به میان می آید این شعر زیبای حدیث لرزغلامی که خیلی هم “تن تن ت تن” هست در ذهنم مرور می شود.  شیراز می روم که دلت مال من شود اردیبهشت مردمکت فال من شود! از بوسه ات بنفش بپوشم دم بهار رنگ لبان تو مد امسال من شود! بلبل […]

چقدر توان غافلگیر کردن دیگران را دارید؟

من آدمهایی که غافلگیرم می کنند را دوست دارم. آدمهایی که بی دلیل دوستت دارند. آدمهایی که وقتی با آنها هستی تو را به درون خودت می برند به جای آنکه تو را به درون خودشان ببرند. آدمهایی که بوی کتاب و موسیقی می دهند. آدمهایی که حرفی را که من می خواستم بزنم و […]

برای شاهین کلانتری: کلمه از کجا می آید؟

  بهانه این نوشته قولی بود که در یک کامنت به شاهین کلانتری دادم. گمان می کنم چیزی که منجر به کثرت کلمات می شود خواندن است از جنس غرق شدن و عرق ریختن، آنگونه که نه می دانی و نه می بینی در اطرافت چه رخ می دهد آنگونه که کتاب نه فقط کاغذ […]

عشقم را در سال بد یافتم

گاهی حجم تاریکی آنقدر زیاد می شود که فکر می کنی دیگر برای قدم برداشتن همه چیز تمام شده است اینجا دقیقا بهترین نقطه مسیر است اینجا خیلی چیزها را می فهمی، اینکه لمس تاریکی تجربه مشترک انسانهایی است که اهل رفتن بوده اند و انگار کسی را گریزی از سیاهی و تاریکی نبوده اما […]

دومین گام برای کاهش طلبکاری اجتماعی و تجربه ذهنی مهاجرت :درونی کردن مرکز کنترل

پی نوشت ۱ : اگر گام اول را نخوانده اید حتما آن را بخوانید. پی نوشت ۲: بازخورد انسانها نسبت به رویدادها در زندگی خود دو سبک متفاوت می باشد، افرادی که سهم عوامل بیرونی را در هر اتفاق پررنگ تر می بینند دارای مرکز کنترل بیرونی هستند و کسانی که مرکز کنترل درونی دارند […]

گزارش دهی ماهیانه به خود

هر وقت صحبت از گزارش دادن می شود برخی گزارش های بیهوده اداری که برای بایگانی تنظیم می شوند، ارقام ساختگی، دور زدن همدیگر و… برای ما تداعی می شود بدون شک تلاش برای تهیه چنین گزارش هایی علاوه بر اینکه ذهن را فرسوده می کند و خلاقیت را از بین می برد عزت نفس […]

چگونه شعر می گویم؟ داستان من و شعر و ریاضی

 ویرا اشتراوس: “هر ریاضیدان وقتی كامل است كه تا اندازه ای هم شاعر باشد.” خیلی ها می پرسند چرا شعر و ریاضی؟ نمی دانم فقط احساس می کنم بعضی چیزها را نمی شود تشریح کرد یک جاهایی هم باید لذت ناشی از بودن را فقط برای خود نگه داشت. یادم می آید ترم اول کارشناسی […]

 اشتیاق برای نویسندگی

اینروزها کاغذ و خودکار برای من تبدیل به شاخص های نویسندگی شده اند تعداد دفترهای مختلفی که به نوشتن اختصاص داده ام و خودکارها تبدیل به دلخوشی ها و دوست داشتنی ترین اشیاء زندگی ام شده اند. پریروز خودکار سیاهم تمام شد و امروز هم خودکار آبی ام. این از چند جهت برای من مایه […]