عزت نفس ناتانیل براندن

درس هایی که از مکتب امام حسین (ع) و عزت نفس ناتانیل براندن گرفتم

ناتانیل براندن در کتاب عزت نفس می گوید:  یکی از جنبه های کودک بودن این است که بزرگترها او را جدی نمی گیرند، با اغلب کودکان به شکل محترمانه برخورد نمی شود. او می گوید: چرا بی ادبی اگر متوجه کودک باشد آن را به راحتی قبول می کنیم؟ این رفتار ما چه پیامی را […]

خودشناسی: نسخه جدیدی از من به توصیه یک دوست

به توصیه یک دوست خوب درباره من رو برای سایت تکمیل کردم هر چند، چندبار طفره رفتم اما دیدم این دوست درست می گوید و خود من وارد هر سایتی می شوم اول درباره من را می خوانم تا ذهنیتی از نویسنده داشته باشم.  این آخرین نسخه از من است و در حال بهبود و ارتقا می […]

من اگر بروم این درختها هرگز خوشبخت نخواهند شد

این شعر مربوط به سالها پیش است امروز که داشتم می خواندم با خودم گفتم چقدر آن موقع اعتماد به نفسم بالا بوده الان هم هست البته. اما اینجا فکر کنم به اوج رسیده و یا میزان تاثیرگزاری ام را در عالم زیاد می دانستم گاهی اوقات آدم خودش را کانون عالم حساب می کند. […]

رقصان می گذرم از آستانه اجبار

همیشه از خود میپرسم چرا حق حیات به من داده شده؟ قرار هست چه کار ویژه ای در دنیا انجام دهم؟ آیا هم برای خدا و هم برای من به دنیا آمدن من کار بیهوده ای نیست؟ بودن هر انسان چه چیزی می تواند برای خدا داشته باشد؟ روزهایی که زندگی برایم به سختی و […]

شیراز گردی: اردیبهشت مردمکت فال من شود!

شیرازگردی هر وقت حدیث شیراز به میان می آید این شعر زیبای حدیث لرزغلامی که خیلی هم “تن تن ت تن” هست در ذهنم مرور می شود.  شیراز می روم که دلت مال من شود اردیبهشت مردمکت فال من شود! از بوسه ات بنفش بپوشم دم بهار رنگ لبان تو مد امسال من شود! بلبل […]

چقدر توان غافلگیر کردن دیگران را دارید؟

من آدمهایی که غافلگیرم می کنند را دوست دارم. آدمهایی که بی دلیل دوستت دارند. آدمهایی که وقتی با آنها هستی تو را به درون خودت می برند به جای آنکه تو را به درون خودشان ببرند. آدمهایی که بوی کتاب و موسیقی می دهند. آدمهایی که حرفی را که من می خواستم بزنم و […]

برای شاهین کلانتری: کلمات از کجا می آیند؟

  بهانه این نوشته قولی بود که در یک کامنت به شاهین کلانتری دادم. گمان می کنم چیزی که منجر به کثرت کلمات می شود خواندن است از جنس غرق شدن و عرق ریختن، آنگونه که نه می دانی و نه می بینی در اطرافت چه رخ می دهد آنگونه که کتاب نه فقط کاغذ […]

عشقم را در سال بد یافتم

گاهی حجم تاریکی آنقدر زیاد می شود که فکر می کنی دیگر برای قدم برداشتن همه چیز تمام شده است اینجا دقیقا بهترین نقطه مسیر است اینجا خیلی چیزها را می فهمی، اینکه لمس تاریکی تجربه مشترک انسانهایی است که اهل رفتن بوده اند و انگار کسی را گریزی از سیاهی و تاریکی نبوده اما […]

دومین گام برای کاهش طلبکاری اجتماعی و تجربه ذهنی مهاجرت :درونی کردن مرکز کنترل

پی نوشت ۱ : اگر گام اول را نخوانده اید حتما آن را بخوانید. پی نوشت ۲: بازخورد انسانها نسبت به رویدادها در زندگی خود دو سبک متفاوت می باشد، افرادی که سهم عوامل بیرونی را در هر اتفاق پررنگ تر می بینند دارای مرکز کنترل بیرونی هستند و کسانی که مرکز کنترل درونی دارند […]