دختران

یکی بیاید و مرا خوشبخت کند

از کودکی جامعه و خانواده این مدل ذهنی را در دختران نهادینه کرده اند که قرار هست یکی بیاد و آنها را خوشبخت کند این مدل ذهنی سالها در وجود دختران ریشه دوانده و مهمترین کاری که با آنها کرد این بود که مسئولیت خوشبخت ساختن خود را از آنها گرفت. و به میزان زیادی از عزت نفس و اعتماد به نفس آنها کاسته، برای همین است دختران برای ارتقا شغلی و رسیدن به جایگاه بالاتر در کار انگیزه زیادی ندارند و حتی خود را لایق آن نمی دانند.

 این مدل ذهنی در روابط ما در کار ما و در بسیاری از قسمت های زندگی ما حضور پررنگی داشته و همیشه این انتظار را داشته ایم که خود به تنهایی نمیتوانیم خود را خوشبخت کنیم.

دختران

در واقع این مدل ذهنی شبیه یک آفت در زندگی ما ریشه دوانده بعدها که بزرگتر شدیم و توانستیم چشمهایمان را بشوییم و جور دیگر ببینیم فهمیدیم انسان به سختی حتی می تواند خودش را خوشبخت کند چه برسد به یک نفر دیگر.

اما پاک کردن این مدل ذهنی و ساختن یک مدل ذهنی جدید بسیار سخت است انگار با روح و جان ما آمیخته است هر تصمیمی می گییم ردپای این مدل ذهنی در آن وجود دارد.

ما در پی استقلال هستیم، استقلال را دوست داریم در پی در اختیار گرفتن زندگی خود اما این مدل ذهنی هم در ما وجود دارد و ما را آزار می دهد انگار اعتماد به نفس را از ما گرفته است بارها خانواده و جامعه آن را در گوش ما خوانده است و حتی به ما گفته ایشالله عروس بشی و خوشبخت بشی ظاهرا خوشبختی فقط در عروس بودن بوده است.

این مدل ذهنی آسیب های زیادی را نه تنها به دختران بلکه به مردهای جامعه ما زده وقتی دختری وارد زندگی یک مرد می شود انتظار دارد آن مرد او را خوشبخت کند و در واقع تمام مسئولیت های زندگی حداقل از لحاظ روحی بر دوش مرد می افتد، همان مردی که در کودکی هایمان می گفتیم:

آن مرد از باران آمد.

آن مرد انار دارد.

و از زنها کمتر گفتیم.

و وقتی دختر می بیند مرد هم کسی مثل خود او و از جنس اوست  و او هم ضعفهای خودش را دارد او هم ناراحت می شود عصبانی می شود کم می آورد و حتی گریه می کند و به محبت احتیاج دارد به یکباره کاخ آرزوهایش فرو می ریزد. و ادامه ماجرا…

این مدل ذهنی هنوز هم در قشری که آن را دانشگاه رفته و تحصیلکرده می دانیم وجود دارد وقتی از بعضی از دختران می شنوم اگر ازدواج میکردم دیگر درس را برای چه می خواستم آه عمیقی می کشم به قول یکی از دوستانم این راهی است که ما رفته ایم و چیزی در آن ندیده ایم و اینکه هنوز هم در عصر تکنولوژی و سرعت این مدل ذهنی کهنه و قدیمی و آسیب زا وجود دارد جای نگرانی است.

آیا زنان موفق ازدواج می کنند؟، چرا زنان به نسبت مردان بیشتر دچار سندرم دغل باز می شوند؟، قدرت حمایتگری زنها را دوست دارم، معماری، شعر، خواهران حریری،  چالشی به نام نشستن در تاکسی برای خانم ها در ایران، آیدا درخت و خنجر و خاطره، آیا پشت هر مرد موفق باید یک زن موفق باشد؟ با شریل سندبرگ و کتاب پا پیش بگذارید.

یکی بیاید و مرا خوشبخت کند
۵ (۱۰۰%) ۵ vote[s]

11 دیدگاه برای “یکی بیاید و مرا خوشبخت کند

  1. سلام معصومه جان،
    متاسفانه این مدل ذهنی خیلی در جامعه ما رواج داره، یادمه اوایل ازداوجم وقتی می‌رفتم دانشگاه، بارها تکرار شد که همکلاسی‌ها به شوخی یا جدی می‌گفتند که “تو که ازدواج کردی، دیگه برای چی میای دانشگاه؟”

    شاید خیلی از اوقات افرادی که چنین حرف‌هایی رو می‌زنن قصد آزار دیگران رو نداشته باشن، ولی تکرار مداوم این حرف‌ها توی مکالمات روزمره به این باور که شخص دیگری عامل خوشبختی هست دامن می‌زنه.
    امیدوارم کم کم این مدل تفکر با شیوه دیگری جایگزین بشه.

    خودم سعی می‌کنم وقتی دختر مجردی می‌بینم، به جای اینکه آرزو کنم ازدواج کنه، باهاش راجع به رشته و شغلش و علایق خودش صحبت کنم.

    1. ممنون عادله جان بابت کامنت گذاری و بیان نظرت
      امیدوارم هر یک نفر بتونه با تاثیری که داره در تغییر این مدل ذهنی کمک کنه تا زنان جامعه بتونن عزت نفس خود رو احیا کنند.
      و در این صورت شاهد پرورش و رشد و تربیت افراد با عزت نفسی خواهیم بود و جامعه پویاتری خواهیم داشت.

  2. بدترین قسمت ممکن تلاش کردن برای تغییر این ذهنیت است اما در مسیری اشتباه. مدتی پیش دیدم رویدادی تخصصی توسط جمعی از بانوان برگزار شده برای اینکه توانایی خود را نشان دهند و اما حضور آقایان در این رویداد ممنوع بود. اینکه خودشان فرصتی به وجود آورند که بیشتر دیده شوند و باعث رشدشان شود ولی با نگاه جنسیتی به نظر من به جای اینکه مسیر را هموار کند به بدتر شدن مساله کمک می کند.

    1. البته نمیدونم اون همایش چی بوده ودلیل ممنوع بودن حضور آقایون چی بوده ولی من فکر میکنم با حضور افراد جامعه در کنار هم با هر جنس و آیین و مسلک و تفکری به رشد بیشتر جامعه کمک میکنه و اتفاقا جاهایی حمایت مردها از زنها و بالعکس مسیر رشد و پیشرفت افراد رو هموارتر می کنه.

  3. نگاه فرا جنسیتی باید رواج پیدا کنه چیزی که بعید است متاسفانه! و تعریف درستی از ازدواج و هدف از ازدواج!

    1. درسته زهره جان این مساله رو از زویای مختلفی میشه نگاه کرد لااقل با یه سطح مناسبی از آگاهی میشه تصمیمات کم هزینه تری برای زندگی گرفت و شادی بیشتری رو تجربه کرد.

  4. وقتی که ازدواج کردم، همسرم چنین دیدگاهی داشت. از همان ابتدا ازش می خواستم که تلاش کنه برا خودش شغل و موقعیت اجتماعی مناسبی داشته باشه. اوایل ناراحت، عصبانی و حتی پشیمان از ازدواج می شد ولی امروز به دلیل کسب جایگاه شغلی و اجتماعی مناسب، حال خیلی خوبی داره.

    1. چقدر خوب چه اتفاق خوبی اینجا میشه گفت ازدواج سازنده ای رخ داده امیدوارم در کنار هم همیشه شاد و خوشبخت باشین.

  5. امان از این مدل ذهنی!
    جالبیش اینجاست که یه سری چیزا یهو توی وجود آدم میزنه بالا! مثلا برای خود من، آدم هایی که دونفره و به سادگی زندگیشونو شروع کردن و کاملا روی پای خودشون بودن، قهرمان حساب می شدن که حاضر شدن با تمام سختی های این مسیر بجنگن! دختری که از اون پسر قهرمان نساخته و خودشم می خواد نصف وظایف این قهرمان رو برعهده بگیره….
    ولی یهو پای عمل ک میرسه! من خودم کم میارم و می گرخم! و حاضر نیستم لذت قهرمان شدن رو بخاطر وجود سختی ها و چالشای مسیر بچشم!
    با اینکه توی ذهن خودم و دیگران من می تونستم و می تونم اون نیمه قهرمان زندگی باشم! ولی امان از پای عمل که باعث میشه اون مدل ذهنی نهادینه شده که سال ها تلاش کردی حذفش کنی یهو باز بیاد بالا!

    1. ممنون نیلوفر جان بابت کامنتت
      فکر می کنم اینجا میکرواکشن ها میتونن به ما کمک کنن شاید انتظار نیمه قهرمان شدن به یکباره از خودمون زیاد باشه بخصوص اگه تجربه هایی تو این زمینه نداشته باشیم باید تو قسمت های دیگه زندگی مون با کمک میکرواکشن ها یعنی همون گام های کوچک جسارتمون رو تقویت کنیم تا بتونیم آروم آروم مدل ذهنی مون رو هم تغییر بدیم و آروم آروم قهرمان بشیم مثل رشته های ورزشی از استارت که میزنن و استارت جدی حداقل یه چهار پنج سالی طول میکشه تا قهرمان بشن البته اگه هدفشون قهرمانی باشه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.