چگونه از ۹۸ بیرون آمدم؟

هر سال ادامه سال قبل و سال­های قبلی است و نمی تواند خیلی متفاوت با سالهای قبل باشد ما در یک سال تفاوت چندان زیادی با سال قبل نداریم برای من هم همین­ گونه بود ۹۸ دقیقا ادامه مسیری بود که در ۹۷ شروع کرده بودم؛ در مسیر بودم.

در ۹۷ گام های زیادی برای خودشناسی برداشته بودم که بعضی از آنها جسارت زیادی می خواست مثل زیاد روبرو شدن با خودم، مثل زیرو رو کردن داستان زندگی ام، مثل عمیق شدن در آن، می شود گفت ۹۷ سالی عمیق بود برای من و ۹۸ کمی از دنیای زیرین به رو آمدم.

۹۸ برایم ادامه حرکتی بود که از اواخر ۹۵ به شکلی جدی تر شروع کرده بودم ورود به مسیر خودشناسی و مطالعه با نظم بیشتر.

۹۸ برایم ادامه یادگیری بود و امتحان پس دادن، آزمودن بعضی چیزها که در سالهای قبل آموخته بودم البته نه امتحانی آگاهانه که در کوران زندگی؛  بی­صدا؛ کمی غافلگیرانه.

زندگی وقتی امتحان می گیرد چندان خبرت نمی­کند؛ فرقش با معلم های دیگر همین است، اما هر کدام از ما نیاز داریم از ما امتحان گرفته شود تا بدانیم کتابها و مطالبی که خوانده ایم و ادعاهایی که داشته ایم چقدر درست بوده، چقدر یاد گرفته ایم و حسابمان با خودمان روشن شود.

چیزهایی که در ۹۸ یاد گرفتم:

  • بیشتر و بیشتر به بدیهیات شک کنم.
  • ریسک کنم.
  • حق اشتباه کردن به خودم بدهم.
  • تمرین کردم بتوانم گاهی بیرحم باشم.
  • بیشتر و بیشتر فهمیدم سه سلاح قدرتمند برای درست زندگی کردن نوشتن، کتاب خواندن و ساختن رابطه های سازنده است.
  • مقاومتم برای ادامه دادن و در مسیر بودن بیشتر شد.
  • چگونه بعضی چیزها را قربانی چیزهای دیگر کنم.
  • بیشتر نه بگویم.
  • با وجود تمام اشتباهاتی که داشتم یاد گرفتم خودم را همچنان دوست داشته باشم و مدت زمان سرزنش خودم به خاطر اشتباهاتم کمتر شد.
  • همچنان زود اعتماد می کنم و زیاد.
  • صبورتر و صبورتر شدم.
  • یاد گرفتم از هر چیزی استقبال کنم و در مقابل جریان سیال زندگی سفت و سخت عمل نکنم.
  • یاد گرفتم آدم ها را از اشتباهاتشان جدا کنم حتی از بدیهایشان در حق من.
  • دیدم من هم می­توانم تندمزاج، عصبی و بداخلاق باشم. و این لزوما بد نیست.
  • فهمیدم اینکه به خودت اجازه بدهی آدم بدی باشی تو را از خیلی قید و بندها آزاد می­کند و راحت­ تر می­توانی خودت را بشناسی.
  • به خودم اجازه دادم کم بیاورم، به هم بریزم و اینکه به هم می­ ریزم و کم می­ آورم به معنی این نیست آدم ناتوانی هستم.
  • کلا با زندگی از در صلح وارد شدم و دیدم تعامل و گفتگو چقدر می تواند کارساز باشد.
  • به خودم اجازه حسادت، رقابت و غبطه خوردن دادم البته نه آنقدر که به قول رولف دوبلی خانمان­سوز باشد و خوشحال هم بودم که می توانم در کنار دیگران به گاهی حسود بودن اعتراف کنم یا به بد بودنم یا به اشتباهاتم و سهمم در اشتباهات، همه اینها جسارت می­خواهد و البته آدمهایی که اهلش باشند و کنارشان بتوانی خودت باشی و با همه اینها بازهم خودم را دوست داشته باشم.
  • توانستم یاد بگیرم سریع از دل یک شکست بیرون بیایم و به آموخته هایم از آن شکست فکر کنم. و یاد گرفتم شکست برای یادگیری و تثبیت آموخته ها لازم است.
  • در مسیر بودن را آموختم و از کم طاقتی ­ام برای رسیدن زودهنگام به مقصد کاسته شد.
  • از میزان انفعالم در زندگی بیشتر و بیشتر کاسته شد.
  • از اینکه میتوانستم در لحظات زیادی از سال احساس قدرت کنم برایم لذت بخش بود.
  • اینکه احساساتم را کما فی سابق بروز دهم هر چند در این زمینه هنوز به نتیجه ای نرسیدم که بهتر است چگونه باشم.
  • اینکه فهمیدم بعضی جاها برای یادگرفتن ممکن است پاهایم کثیف شوند؛ یعنی باید بتوانم جریان­های واقعی زندگی را ببینم هر چند ممکن هست این جریانها کاذب باشند و همچنان زندگی را هم دوست داشته باشم.
  • به خودم تجربه بسیاری از احساسات را بدهم، ناامیدی، غم، شادی، لبخند و… و اسیر هیچکدام از اینها نشوم.
  • برای پیدا کردن مسیر مناسب خودم باید مسیرهای زیادی را ببینم.
  • روزهایی هم جوگیر می شدم و روزهایی هم حواسم بود جوگیر نشوم.
  • روزهایی هم اسیر بعضی حواشی شدم و روزهای زیادی هم بود که آزاد بودم، خوشبختانه.
  • جسارتم در ۹۸ بیشتر شد، به واسطه تصمیمات جسورانه ای که در ۹۷ گرفته بودم و در ۹۸ هم ادامه پیدا کردند.
  • از بعضی چیزها بازماندم، در بعضی چیزها جلو رفتم و ثمره بعضی تلاشهایم را دیدم.
  • همچنان تلاش کردم آدم هایی که به من لطف و محبت می کنند، هوایم را دارند لطف و محبتشان برایم عادی و معمولی نشود.
  • بالغانه تر زندگی کردم، لذت عجیبی در بالغانه زندگی کردن وجود دارد.
  • در مسیر آگاهانه زندگی کردن بودم.
  • سعی کردم همدلانه تر زندگی کنم.
  • و مهمتر از همه حضور مفید و همدلانه آدمها را در زندگی ام بیشتر حس کردم، و فهمیدم بدون بعضی هایشان زندگی زیبا نیست.

بدون شک اینها را مدیون تلاشهای خودم، مطالعه و دایره اطرافیانم می دانم، و البته شاید هم فکر می کنم یاد گرفته ام و ممکن است حتما هم اینطور نبوده باشد.

خلاصه این­که در محضر خودم از ۹۸ سربلند بیرون آمدم.

11 دیدگاه برای “چگونه از ۹۸ بیرون آمدم؟

  1. معصومه جان.
    خیلی از خوندن این گزارشت حالم خوب شد.
    شاید اگر می خواستم گزارشی از سال ۹۸ بنویسم، بسیاری از بندهایی که نوشتی رو منم توی اون می آوردم.
    سال ۹۸ برای من دنباله سال بسیار سخت ۹۷ بود. سالی که با چند تصمیم استراتژیک همراه بود و الان و در افق کوتاه مدت ازش راضیم.
    پر از ابهام، پر از کشف، پر از درد و لذت. لبریز از رها کردن گذشته و در آغوش کشیدن چیزهای نو.
    فکر می کنم اگر بخوام یک اسم برای سالی که گذشت انتخاب کنم اسمش رو بذار ” پذیرای زندگی”.
    ۹۸ برام سال ” آشتی با خودم ، چه خوب و چه زشت” بود. بنابراین اون راحت بودن و راحت شدن با تاریکی های درون رو خوب می فهمم.
    ممنون به خاطر این گزارش.
    شجاعت زیادی توش بود که برام ارزشمنده.
    هر روزت نو و تازه باشه دوست من.

    1. سلام نیلوفرجان
      خیلی خوشحالم که این متن رو خوندی و راستش حس خیلی خوبی داشتم که مخاطبش بودی.
      تقریبا احساس‌های مشترکی داشتیم شاید دلیلش مسیر و هدف مناسبیه که انتخاب کردیم حداقل تا حالا فکر می کنم مناسبه.
      از بازخوردت بسیار ممنونم.
      منم برات تغییر و همواره نو شدن رو که لذت عجیبی توش هست، آرزومندم

  2. سلام خانم شیخ مرادی
    مدتی پیش بود که در جستجوی نویسنده های فعال به وبلاگ شما برخورده بودم و بوک مارکش کرده بودم تا بعدا مفصلتر سر بزنم اما فرصت نمیشد. امروز که آمدم از لیست خارج کنم، به نوشته تازه ات برخوردم و از تصمیم منصرف شدم. این نوشته، نوشته اولین کسی بود که می شنیدم از سال ۹۸ به خوبی یاد کرده و مزیت هاش رو در زندگیش دیده. جالب بود که تحولات یک سال، تحولات بیرونی نیست فقط. بلکه مهم تر از آن تحولات درونی است. انشاله همیشه سربلند و روبه جلو باشید در جاده عشق.

    1. سلام آقای عمادی
      ممنون از لطف و آرزوی خوبتون
      براتون آرزوی روزهایی پر از اتفاقات خوب دارم.

  3. سلام. از خواندن متن لذت بردم. خیلی محکم و استوار و با اعتماد به نفس. خوشحالم که در این نزدیکی ها (مکانی منظورم است و ایلام) انسانهای فرهیخته کم نیستند و بسیار خوشحال تر که یک زن این فرهیختگی را کسب کرده است.

  4. سلام خانم شیخ مرادی خوشحالم نوشته هاتونو خوندم و باهاتون اشنا شدم. ادرس پیج اینستا تون رولطفا بگذارید البته اگر عمومی هست ممنونم

    1. سلام ممنون از شما
      آدرس اینستا: masoomeh_sheikhmoradi
      البته من اینستا خیلی فعال نیستم و صفحه ام یه مدتیه خصوصی شده بهم درخواست بدین. تایید می کنم.
      موفق باشین.

  5. سلام خانم شيخ مرادي
    سال نو مبارك .
    سال ۹۹ سالي بود كه با وبلاگ وزين شما آشنا شدم. مطالب، بسيار كاربردي و قلم شما هم جذاب و گيراست. و برداشت و اعتقاد من اين است كه نويسنده اين مطالب خودش هم به اين نوشته ها اعتقاد داره و هم عمل ميكنه. اين بسيار ارشمند و در اين روزگار كيمياست. مطالب قبلي شما رو هم بصورت روزانه وقت ميذارم و مطالعه مي كنم ، از همه خصوصا مطالبي كه در مورد كتاب و كتابخواني نوشته بوديد لذت بردم . اميدوارم سال ۹۹ سالي توام با موفقيت و اتفاقات خوب براي شما باشد. ممنون .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.