چه بحران خوبی

من هر وقت با یک بحران در زندگی ام روبرو می شوم ، دقایق اول کمی ناراحت می شوم و کمی هم دچار هذیان گویی درماندگی و بغض و از این حرفها.
اما می بینم اینها فایده ای ندارد و ناراحتی و درماندگی ام را بیشتر می کند بعد بی خیال می شوم و با خودم می گویم :

جهنم حالا این مساله هم حل نشد که نشد دنیا که به آخر نمی رسد چرا به این راحتی ها حال خودم را بد کنم.( البته این که می گویم و این حس و حال بعد از پشت سرگذاشتن تجربه های سختی در زندگی نصیب من شده وقتی ایمان آوردم هیچ چیز ارزشش را ندارد که حال من را بد کند.)

و بعد از اندکی که حالم بهتر شدم  و به اوضاعم مسلط شدم به فکر یک روش برای حل بحران و مساله می افتم به مطالب مختلفی سرک می کشم کتابهایی که خوانده ام، پادکست هایی که گوش داده ام، وب سایت هایی که دوست دارم به یاد آدمهایی می افتم که می توانند به من کمک کنند و یا این چالش را پشت سرگذاشته اند لحظه به لحظه ذهنم بازتر می شود و راه حل های مختلف به ذهنم می رسد و سر از جاهای مختلف در می آورم. و اگر هم لازم ببینم آن مساله را با تمام جزییات می نویسم، همین فرآیند صبر مرا برای تحمل آن مساله و رویارویی و حل آن بیشتر می کند.
مهم ترین جمله ای که در ذهنم در این شرایط مدام تکرار می شود این جمله طلایی استفان کاوی از کتاب هفت عادت مردمان موثر است:

به هنگام پیش آمدن یک مساله به جای خشم، حساسیت و خرده گیری از آن به عنوان فرصتی برای بهبود و گسترش ارتباطات استفاده کنید.

سر و کله زدن با آن بحران چه حل شود و چه حل نشود و به دست زمان سپرده شود که زمان شاید آن را حل کند چراغ های زیادی را در مسیر زندگی من روشن می کند و مرا با ندانسته ها و توانمندی هایی در زندگی ام که تابحال با آن مواجه نشده ام آشنا می کند همه اینها به من حس مفید بودن خوبی می دهند حسی که همه ما نیازمند آن هستیم و عزت نفس مان را بهبود می دهد و گاه به سختی برای مان رخ می دهد ممکن است حتی در قالب یک کار سخت هم رخ ندهد.
بعد با خودم به این نتیجه می رسم:

چه بحران خوبی؟

دوست داشتم این تجربه کوچک را با شما به اشتراک بگذارم.

شما با بحران های زندگی تان چطور روبرو می شوید؟

چه بحران خوبی
۴٫۸ (۹۶%) ۵ votes

2 دیدگاه برای “چه بحران خوبی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *