با ویلیام گلاسر در تئوری انتخاب

قصد دارم از مجموعه کتابهایی که در حال حاضر می خوانم یا خواندنشان را تازه تمام کرده ام نکاتی را که فکر میکنم مفید هست در سایت بنویسم هم به یادگیری خودم کمک می کند و هم ممکن است برای مخاطبان سایت سودمند باشد.

کتابهای زیر کتابهایی ست که امسال خوانده ام و یا هنوز دارم می خوانم: 

خلبان جنگ اگزوپری

شبهای روشن داستایوسکی

جستارهایی در باب عشق آلن دوباتن

یک هفته در فرودگاه آلن دوباتن

سیر عشق آلن دوباتن

جادوی اثر مرکب دارن هاردی

تئوری انتخاب ویلیام گلاسر

در ابتدا از دوست خوب متممی امین آرامش به خاطر معرفی کتاب تئوری انتخاب به من تشکر میکنم.

سال ۹۶ شروع به خواندن این کتاب کردم  و روزها و حس های خوبی با خوانش این کتاب داشتم و بیراه نیست اگر بگویم آموزه های این کتاب امسال مرا به یکی از بهترین سالهای عمرم بدل کرد.
آیینه ای بود تا در آن به تماشای خودم بنشینم و بسیار مشتاقانه اشتباهات خود را بپذیرم و دنبال توجیه کردن خودم  نباشم.

از این به بعد سعی می کنم پنج شنبه ها در مورد تئوری انتخاب بنویسم.

اما تئوری انتخاب می خواهد چه بگوید؟

خود نویسنده می گوید این کتاب کوششی ست برای پاسخ به این سوال بسیار مهم که اغلب ما در هنگام ناخشنودی از خود می پرسیم :

چطور می توانم بفهمم چگونه آزادانه به شیوه ای که می پسندم زندگی کنم و همزمان با دیگر افرادی که به آنها نیاز دارم به تفاهم برسم.

او می گوید تمام افراد ناخشنود مشکل واحدی دارند: نمی توانند با کسانی که دوست دارند به تفاهم برسند و به خوبی کنار بیایند.

در واقع مطالعه این کتاب به ما نشان می دهد کنترل شدن و کنترل کردن به احساس شادی و سعادت ما لطمه می زند.

کتاب به نکته بسیار مهمی اشاره می کند و آن این است که بسیاری از معضلات به ظاهر حل نشدنی انسانی مشکلات رابطه ای هستند و راه پیشرفت انسانی بهتر کنار آمدن با دیگران است.

در آینده بیشتر درباره این کتاب می نویسم.

پی نوشت: بهترین ترجمه این کتاب ترجمه دکتر علی صاحبی می باشد.

با ویلیام گلاسر در تئوری انتخاب
۴ (۸۰%) ۸ votes

3 دیدگاه برای “با ویلیام گلاسر در تئوری انتخاب

  1. سلام
    من هم این کتاب رو شهریور ۹۵ مطالعه کردم
    وقتی کتاب رو تموم کردن به خودم رجوع کردم ببینم چه چیزی این کتاب به من اضافه کرده؟
    تنها یک جمله نیم خطی از اون حجم کتاب برای من به یادگار موند
    “تئوری انتخاب برای من یعنی شروع از خودم…….”
    در هررابطه ای (تضاد وتعارض) اول به سهم خودم توی اون مسئله توجه میکنم
    درون اندازی این مفهونم درون خودم مدتی طول کشید ولی از اون به بعد راحت تر اشتباهات خودم رو قبول میکنم
    و”تغییر “برای من راحتر صورت میگیرد
    حالا اگر بخوایم این مفهوم رو درمقیاس گسترده تر در حد جامعه خودمون نگاه کنیم اگر خیلی ما آدم ها به جای انتقادهای بیهوده از همه چیزو… به این فکر کنیم که با تغییر کدام تفکرو عادت ورفتار میتوانیم در زندگی خودمون شادتر وکارامد تر باشیم…..
    اوضاع به اندازه ای بهتر میشد….

    همه ی ما با “انتخاب های ” که در لحظه لحظه زندگی مون انجام میدیم .میتونیم فریم های زیبا تری رو خلق کنیم
    به امید آن روز که آدم ها اول از خودشان شروع کنند….

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *