نام کوچک

راهی برای تقویت مهارت ارتباطی: مرا با نام کوچک صدا بزن

نام  کوچک یا  اسم کوچک چیزی است که همه انسانها دارند وقتی بر چیزی نامی می گذاریم به آن هویت می بخشیم اسم هویت انسانهاست.

در فرهنگ مدرسه، دانشگاه و اداری ایرانیان خطاب کردن آدمها با نام خانوادگی شان رایج است و کمتر می بینیم کسی را با نام کوچک صدا بزنند.

اگر یادتان باشد بخصوص دوران ابتدایی که بچه ها به خانه همدیگر تلفن می زدند گاهی اوقات نام کوچک همدیگر را فراموش می کرذند بعضی ها هم که کلا آنقدر جوگیر مدرسه بودند که مثلا می گفتند شیخ مرادی هست.

اینها بماند.

اما در بعضی فرهنگ های شهرهای ایران هم بعضی از خانم ها نام کوچک شوهرانشان را ادا نمی کنند یا فامیلی اش را می گویند و یا با کلمات و اصوات مختلفی او را صدا می زنند  مانند “یا” ، “ای” در بین کردها که من بوده ام تا حدی این رواج دارد و نمی دانم از کجا آمده است از شرم از خجالت از…

در روابط دوستانه هم که ما همدیگر را با نام کوچک صدا می زنیم گاهی اوقات از کلماتی مثل “این” استفاده می کنیم دلیلش را نمی دانم وقتی هر کس نام زیبای خودش را دارد چرا با ضمایر و کلمات دیگر دوست را خطاب کنیم.

من فکر می کنم هیچ چیز به اندازه صدا زدن آدمها با نام کوچکشان برایشان دلپذیر نیست بخصوص اگر یک جان را هم به آخرش اضافه کنید.

و باز فکر می کنم خطاب کردن آدمها با نام کوچکشان باعث ایجاد صمیمیت می شود و انگار هویت ما را به ما یادآوری می کند و این می تواند یکی از راههای تقویت مهارت ارتباطی باشد.

پس همدیگر را با نام کوچک صدا کنیم.

…………………………

کاش دلتنگی نیز نام کوچکی می داشت
نام کوچکی : تا به جانش می خواندی
تا به مهر آوازش می دادی
همچو مرگ
که نام کوچک زندگی ست…

راهی برای تقویت مهارت ارتباطی: مرا با نام کوچک صدا بزن
۱٫۶ (۳۱٫۸۵%) ۲۷ votes

10 دیدگاه برای “راهی برای تقویت مهارت ارتباطی: مرا با نام کوچک صدا بزن

  1. ما اصلا نام کوچک را با افزودن «جان» دگرگون کرده ایم شاعر ماهی ها.
    همین است که در کامنت هایمان «جان» موج میزند. جالب ترین بخشش اما نگاه از دید ناظر بیرونی است که چگونه این ها همه به همدیگر این قدر «جان» می گویند.

    با مهر
    یاور

  2. دقیقا این موضوع دغدغه بسیاری از افردا هست و یکی از آنها خود من هستم. من به شخصه افراد را با نام کوچک صدا میزنم اما سایر افراد اینطور نیستند همیشه سعی بر این دارند که با نام خانوادگی مرا صدا بزنند حتی اتفاق افتاده که نام خانوادگی مرا فراموش کرده بودند اما حاضر نشدند اسم مرا صدا کنند.
    واقعا نمی دانم این چه رسم بیخودی است.

  3. معصومه جان!

    ————————-

    آری مرگ نام کوچک زندگی ست.
    پایانی که وقتی پیشاپیش به فکرش میفتی،
    آغازیست برکارهایی که باید انجام دهی.
    به راستی “مرگ” چه نام رفیقانه ایست برای زندگی.

    ————————-

    امیدوارم تونسته باشم حق ” … ” را به خوبی ادا کرده باشم.
    من هم مطلبی در این باره نوشته ام. لینکش رو میذارم. شاید مایل باشی بخونیش.
    http://mohsenzangooei.mihanblog.com/post/40

  4. سلام💗
    معصومه جانم😍
    مطالبی که مینویسی رو همیشه دنبال میکنم و استفاده میکنم و به داشتنت افتخار میکنم💪، این مطلب رو هم میپسندم.👏
    معصومه جان💚 همیشه سعی کردم افراد را به نام صدا بزنم نه به نام خانوادگیشان، وقتی شخصی را به نام مورد خطاب قرار میدهیم
    انگار ته دلش را قلقلک میزنیم😊 و حسهای زیبای مثل مهر، صمیمیت، ارزش، اعتبار و اعتماد را در او بیدار میکنیم.
    مرا به نام بخوان که من به تنهایی جهانی هستم…😉😀

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *