پادری ها(۳): تن فروشی یا روح فروشی

  •         همه از یاس و افسردگی و ناامیدی و کمبودها می نویسند تو متفاوت باش از امید بنویس و شادی و پربودها.

 

  •        ننویس، شعر بگو و از قدرت ایهام و کنایه و استعاره ها نیرو بگیر.

 

  • چیزهایی که یک نویسنده می نویسد تمام چیزهایی است که خودش با آنها دست و پنجه نرم کرده است از کنار آنها بی تفاوت نگذرید.

 

  •         چیزی که به عنوان داستان زندگی خود تعریف میکنیم داستان واقعی ما نیست چیزی است که دوست داریم خودمان و دیگران بشنوند.

 

  •   ما نمی توانیم آدمها را مجبور کنیم در یک جشن که خودمان ایمان داریم برای آنها خوب است شرکت کنند اگر جشن ما به درد بخور باشد خودشان آدرسش را پیدا خواهند کرد.

 

  •        کسی که بابت کاری که به آن علاقه و اعتقادی ندارد پول می گیرد روحش را می فروشد و روح فروشی به مراتب از تن فروشی دردآورتر است. هر چند روح فروشی را فقط خود می بینیم و تن فروشی را دیگران هم میبینند.

 

  • ما قدرتمندترین مالکان دنیا هستیم مالکان زمان…

 

  •         مدیریت زمان یعنی کمتر حرف بزنیم بیشتر یاد بگیریم کمتر حرف بزنیم بیشتر گوش دهیم کمتر حرف بزنیم بیشتر بخوانیم کمتر حرف بزنیم بیشتر عمل کنیم.

 

  •         زندگی یک مهمانی است که خواسته یا ناخواسته به آن دعوت شده ایم پس بکوشیم از این مهمانی به بهترین شکل لذت ببریم.

 

 

  •          هر کس در زندگی گوشه دنجی دارد گوشه دنج شما کجاست؟

پادرها(۱)

پادری ها(۲)

 

پادری ها(۳): تن فروشی یا روح فروشی
۴٫۲ (۸۳٫۷۵%) ۱۶ votes

یک دیدگاه برای “پادری ها(۳): تن فروشی یا روح فروشی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *