سه شنبه ها با شعر: ای کاش عشق سر به سر ما نمی گذاشت

فاضل نظری شعر خوب زیاد دارد و انتخاب از بین آنها بسیار سخت است هر کدام برای خود دنیایی است. شعرهایش را بارها و بارها خوانده ام شبیه گنج اند برای من و پر می شوم از حس خوب دستیابی به آنها، کلمات را اینجا بهتر حس می کنم

شبیه  یک غار تو در تو که هر دفعه به تالار دیگری از آن پا می گذارم، سعی کردم زیاد وسواس به خرج ندهم و دو تا از شعرهایش را که خودم هم کمتر خوانده ام اینجا بگذارم.

از فاضل نظری کتابهای زیادی هم چاپ شده و معروفترین آنها گریه های امپراطور است که پر از شعرهای ناب است، پر از معجزه و … حتما آن را بخوانید.

بخوانید و لذت ببرید.

(۱)

گر عقل پشت حرف دل اما نمی گذاشت
تردید پا به خلوت دنیا نمی گذاشت

از خیر هست و نیست دنیا به شوق دوست
می شد گذشت، وسوسه اما نمی گذاشت

اینقدر اگر معطل پرسش نمی شدم
شاید قطار عشق مرا جا نمی گذاشت

دنیا مرا فروخت، ولی کاش دست کم
چون بردگان مرا به تماشا نمی گذاشت

شاید اگر تو نیز به دریا نمی زدی
هرگز به این جزیره کسی پا نمی گذاشت

گر عقل در جدال جنون مرد جنگ بود
ما را در این مبارزه تنها نمی گذاشت

ای دل بگو به عقل که دشمن هم این چنین
در خون مرا به حال خودم وا نمی گذاشت

ما داغدار بوسه ی وصلیم چون دو شمع
ای کاش عشق سر به سر ما نمی گذاشت

(۲)

فردا اگر بدون تو باید به سر شود

فرقی نمی کند شب من کی سحر شود

شمعی که در فراق بسوزد سزای اوست
بگذار عمر بی تو سراپا هدر شود

رنج فراق هست و امید وصال نیست
این هست و نیست کاش که زیر و زبر شود

رازی نهفته در پس حرفی نگفته است
مگذار درددل کنم و دردسر شود

ای زخمِ دلخراش لب از خون دل ببند
دیگر قرار نیست کسی باخبر شود

موسیقی سکوت صدایی شنیدنی است
بگذار گفتگو به زبان هنر شود

 

سه شنبه های قبلی اینجا هستند.

سه شنبه ها با شعر: ای کاش عشق سر به سر ما نمی گذاشت
۲٫۴ (۴۷٫۵%) ۸ votes

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *