سه شنبه ها با شعر: مادر مرا به جنینم بازگردان

زندگی پر از تعارض است، بخصوص وقتی تصمیم می گیری بیشتر بفهمی اش وقتی به قول معروف انگولکش می کنی آنوقت روهای دیگر خودش را هم به تو نشان می دهد اینجاست که باید بگردی دنبال معناهای مختلف، دنبال ارتباط های مختلف اشیا و آدمها تا بتوانی جایی برای ماندن برای آرام گرفتن پیدا کنی وقتی کمی جدی تر می خواهی دنیا را بفهمی و فکر می کنی درست هم همین است جایی که هستی را باید کمی بفهمی زندگی سخت می شود.

از نظر من همه این شناختها البته با مدل ذهنی من برای لذت بردن بیشتر است اما خوب در این مسیر تعدای نقاط سخت و ناهموار هم هستند این شعر مربوط به روزهای ناهمواری من است غر زدن های شاعرانه و از این حرفها، روزهای سرگشتگی، روزهایی که با خودت فکر می کنی آیا ارزشش را دارد؟ البته که من مدتهاست به جریان زندگی اعتماد کرده ام و تن به دریای مواج داده ام اما آدم است دیگر گاهی هم مرکز کنترلش بیرونی می شود و شروع می کند به غرزدن، آرام می شود و دوباره ادامه می دهد.

 

اینروزها به سختی می گذرند

روزهایی که تمام قافیه ها را باخته ایم

ما مانده ایم و سپیدی این شعر

که کجای زندگی را می گیرد

قرار نبود این همه با دنیا سرجنگ داشته باشیم

روزی که بند ناف مان را بریدند

قرار بود

فقط

قهوه ای بنوشیم و

سیگاری بگیرانیم

دود آنچنان ما را گرفت

گم شدیم در پیراهنمان

در کفش هایمان

آنکه مادر بود دیگر نبود

و ما یک به یک قافیه ها را باختیم

حافظ هم فالی نداشت برای سرنوشتمان

این فصلها کی تمام می شوند؟

این قصه کی آرام می گیرد؟

مادر مرا به جنینم بازگردان

 

سه شنبه ها با شعر

سه شنبه ها با شعر: مادر مرا به جنینم بازگردان
۵ (۱۰۰%) ۳ vote[s]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.