زنان

چرا زنان به نسبت مردان بیشتر دچار سندرم دغل باز می شوند؟

 مقدمه: چند وقت پیش مطلبی در متمم خواندم تحت عنوان: «سندرم ایمپاستر- دیگران از واقعیت ماجرا خبر ندارند»  که  اتفاقا در آن هم مشارکت کردم می توانید کامنتم را اینجا بخوانید.

 شایدبتوان گفت آن مطلب برای کسانی که کامنت گذاشته بودند نوعی خودافشایی هم محسوب می شد، کامنتها را که می خواندم کمی هم برایم عجیب بود بسیاری از دوستان را می شناختم و فکر نمی کردم آنها دچار این سندرم باشند، من خودم یکی از دلایل وجود این سندرم را به عزت نفس ربط می دهم اما جذابیت موضوع برایم زمانی رخ داد که در کتابی که برای خواندن در دست داشتم نیز به این موضوع تحت عنوان دیگری و به شکل دیگری پرداخته بود.

شریل سندبرگ مدیرارشد اجرایی فیسبوک در کتاب خود lean in که به فارسی تحت عنوان زنان به پیش ترجمه شده و بسیاری از تجربیات کاری و زندگی اش را ذکر می کند و این آن را به کتابی خواندنی تبدیل کرده که شاید بتوان گفت بد نیست هر زنی و حتی هر مردی بخواند از مطلبی تحت عنوان سندرم دغل باز سخن می گوید:

در سال آخر کالج، وارد جامعه افتخاری «فی بتا کاپا» شدم آن زمان هاروارد و رادکلیف ساختاری جداگانه داشتند از این رو جشن فارغ التحصیلی ما فقط برای زنان بود، سخنران اصلی، دکتر پگی مک اینتاش از مرکز «زنان ولسلی» بود که سخنرانی اش را با عنوان «احساس حیله گر بودن» ارائه داد.

او شرح داد افراد بسیاری، اما زنان به طور خاص، وقتی به دلیل دستاوردهایشان ستایش می شوند، احساس حیله گربودن می کنند، به جای آنکه برای به رسمیت شناخته شدن دستاوردهایشان احساس شایستگی کنند، حس نالایق بودن و گناهکار بودن می کنند، گویی اشتباهی رخ داده است.

زنان به رغم موفقیت های بسیار، حتی کسانی که در زمینه کاری شان متخصص هستند این حس را دارند که به هر حال روزی به عنوان دغل بازانی با مهارت و توانایی های محدود دیده خواهند شد.

در مهمانی پس از جشن به یکی از همکلاسی های پسرم درباره فوق العاده بودن سخنرانی و اینکه چطور همه ما احساس حیله گر بودن می کنیم توضیح دادم.، به من نگاه کرد و گیج پرسید «چرا این موضوع جالب است؟» کری همکلاسی دخترم و من بعدا درباره آن سخنرانی شوخی کردیم و گفتیم این موضوع برای مردان چیزی شبیه این است که «چگونه با دنیایی که در آن همه به اندازه من باهوش نیستند، سازگار شوم؟»

این پدیده که افراد توانا، طاعون عدم اعتماد به نفس می گیرند، نامی دارد: «سندرم دغل باز» مردان و زنان هر دو مستعد سندروم دغل بازند، اما زنان آن را با شدت بیشتری تجربه می کنند و بیشتر توسط آن محدود می شوند.

زنان

حتی نویسنده و بازیگر به شدت موفقی مانند تینا فی هم به چنین احساساتی اعتراف کرده است. او یک بار به روزنامه ای بریتانیایی توضیح داد که:

«زیبایی سندرم دغل باز این است که شما بین خودپرستی مفرط و این احساس که «من حیله گرم! وای خدا به سراغم می آیند! من حیله گرم در نوسانید بنابراین تنها تلاش می کنید هر وقت خودپرستی از راه رسید سوارش شوید و از آن لذت ببرید و بعد به سوی ایده حیله گری بلغزید من تازه فهمیدم که تقریبا همه حیله گرند، پس سعی می کنم خیلی حس بدی درباره آن نداشته باشم.»

اما چرا زنان؟

اما برای زنان احساس حیله گری نشانه ای از مشکلی بزرگ تر است. ما پیوسته خود را دست کم می گیریم. مطالعات متعددی در چندین صنعت نشان می دهد که زنان اغلب در مورد عملکردشان بدتر از آنچه هستند داوری می کنند در حالی که مردان در مورد عملکردشان بهتر از آنچه واقعا هست داوری می کنند.

بررسی دانشجویان دختر در شیفت های جراحی نشان داد که وقتی از دانشجویان دختر درخواست می شد خود را ارزیابی کنند، آنها نمرات پایین تری از دانشجویان پسر به خود می دادند در حالی که ارزیابی های دانشکده نشان می داد که دختران عملکرد بهتری نسبت به پسران داشته اند.

مطالعه چندین هزار نامزد بالقوه سیاسی آشکار کرد که مردان به رغم داشتن اعتباری قابل مقایسه با زنان، ۶۰ درصد بیشتر احتمال دارد فکر کنند برای رسیدن به مقامی سیاسی بسیار واجد شرایط هستند.

مطالعه نزدیک به هزار دانشجوی حقوق هاروارد معلوم کرد که تقریبا در همه مقوله های مهارتی مربوط به کار حقوقی، دختران نسبت به پسران نمرات پایین تری به خود می دهند.

حتی بدتر، هنگامی که زنان جلوی بقیه افراد یا درحوزه هایی که بر اساس قالب های ذهنی، مردانه در نظر گرفته می شوند، خود را ارزیابی می کنند، خودکم بینی هایشان حتی بیشتر مشهود می شود.

از مردی بخواهید کامیابی اش را شرح دهد او عموما به صفات و مهارت های ذاتی خود اعتبار می دهد، از زنی همان سوال را بپرسید او کامیابی اش را به عوامل خارجی نسبت خواهد داد، پافشاری می کند که کارش خوب بوده چون واقعا «سخت کار کرده» یا «خوش شانس بوده» یا «کمک دیگران» را داشته.

مردان و زنان همچنین وقتی نوبت به توضیح شکست می رسد هم متفاوت اند. وقتی مردی شکست می خورد به عواملی چون «به اندازه کافی درس نخواندن» یا «علاقمند نبودن به آن موضوع» اشاره می کند. اما وقتی زنی شکست می خورد محتمل است باور داشته باشد آن شکست به دلیل فقدان توانایی ذاتی اش بوده.

در موقعیت هایی که زن و مردی بازخورد منفی دریافت می کنند اعتماد به نفس و عزت نفس زن تا حد بسیار بیشتری افت می کند.

درونی کردن شکست و ناامنی ای که به بار می آورد، به عملکرد فرد در آینده صدمه می زند از این رو این الگو پیامدهای جدی درازمدت در پی دارد.

اما تنها زنان نیستند که به خود سخت می گیرند همکاران و رسانه ها هم برای دستاوردهای زنان سریعا به عوامل خارجی اشاره می کنند، وقتی قرار بود فیس بوک عمومی شود «نیویورک تایمز» مقاله ای چاپ کرد که محترمانه به من و به دیگران یادآوری می کرد که من «خوش شانس بوده» ام و «مشاوران راهنمای نیرومندی در طول راه داشته ام.»

روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان خیز برداشتند تا با اشاره به این که نیویورک تایمز به ندرت موفقیت مردان را به خوش شانس بودن نسبت می دهد، استانداردهای دوگانه در تحلیل این روزنامه را برجسته کنند، اما تایمز چیزی نگفته بود که من پیشتر هزاران بار به خود نگفته باشم، در تمام مراحل دوره کاری ام، موفقیت را به شانس، کار زیاد و کمک دیگران نسبت داده ام.  

البته شریل در جای جای کتاب با ذکر تجربیات خودش و دیگران به دلایل وجود این احساسات در زنان اشاره کرده است و در واقع می توان گفت او در این کتاب از رازهایی درباره زنان پرده برمی دارد و مردان و زنان را به چالش می کشد خواندن این کتاب را توصیه می کنم.

اگر به این موضوعات علاقمند هستید لینک های زیر احتمالا برای شما جالب باشند.

شریل سندبرگ در تدتاک: چرا تعداد زنان در موقعیت رهبری خیلی کم است؟

شریل سندبرگ در تدتاک : چرا باید پا پیش بگذاریم؟

شریل سندبرگ: زنی که مسیر دنیای مردانه را تغییر داد.

 

چرا زنان به نسبت مردان بیشتر دچار سندرم دغل باز می شوند؟
۱٫۶ (۳۲٫۵۹%) ۲۷ votes

10 دیدگاه برای “چرا زنان به نسبت مردان بیشتر دچار سندرم دغل باز می شوند؟

  1. خیلی مطلب جالبی بود معصومه جان! خوب خوب این سندروم را میشناسم! البته تا حالا اسمش را نمی دانستم ولی به شدت به آن مبتلا هستم. خاطرات زیادی میتونم برات تعریف کنم از این که موفقیتهایم را باور نکرده و کابوس لو رفتن جعلی بودنم را دیده ام… گمان می کنم به کمرنگ بودن حس منیت در هویت زنانه مربوط باشه.

    1. نجمه جان توصیه می کنم حتما کتاب رو بخون بسیار حس همذات پتداری خوبی برات پیش میاد تا حالا ندیدم کسی اینقدر شفاف درباره خودش و زنان بنویسد طوری که من دوست ندارم کتاب را زمین بگذارم فعلا در میانه آن هستم و نمی دانم چه خواهد شد.
      راستی شاید بد نباشد تو هم درباره آنها بنویسی.

  2. یه تصوری همیشه با من بوده (شاید غلط و بی‌ارزش باشه) اینه که رفتار مردهایی که خانمها در کودکی برای اولین بار باهاشون برخورد میکنن مثل پدر، برادر بزرگتر (درواقع اولین مردهای زندگی یک خانم هستن) خیلی تاثیر گذار هستن در اینکه خانمها در بزرگسالی خودشون رو باور داشته باشن یا گرفتار سندرم دغل باز نشن.

    1. اتفاقا درست میگی الهام جان شریل سندبرگ نیز تو کتابش به این موضوع اشاره کرده و گفته چیزهایی که در کودکی خانواده و اجتماه به عنوان یک زن به ما می گویند اینکه دنبال موفقیت و قدرتمندبودن نباشیم و فقط به مامان بودن فکرکنیم در شکل گیری نقش ما و کلا شخصیت عمومی زنان موثره

  3. یه چیزی رو که مشاهده ی محدودی در موردش داشتم اینه: بعضی خانوم ها (مثلا تو محیط فنی) فکر میکنن به این علت تو فلان شرکت پذیرفته شدن یا فلان سمت رو بدست آوردن که جذابیت ظاهری داشتن تو محیطی که همه آقا بودن. و خب مشخصا جامعه هم به تقویت این نگاه کمک میکنه. در حالی که شاید اگر اندازه گیری بشه تفاوتی بین پرفورمنس خانوم ها و آقایان دیده نشه به اون شکل. یا مثلا همین اخیرا گوگل متهم شده که به شکل سیستماتیک به خانوم ها کمتر حقوق میده. اونچه که من تاحالا از گوگل خوندم این بوده که این مسئله از قدیم همیشه برای واحد منابع انسانی شون مشکل بوده و میخواستن رفعش کنن. یه راه حل هایی هم داشتن. چند وقت پیش یه پادکست از یه خانوم ایرانی تو گوگل بود (دیجی کالا گذاشته بود فکر میکنم) میگفت: تو فرم ارزشیابی چندماهه آقایون تیک درخواست ارتقا رو در هر حالت میزنن و خانوم ها نمیزنند. فکر میکنم به همین دلیل مثلا گوگل به نظر میرسه که به شکل سیستماتیک داره بد عمل میکنه. و یکم مشکل ریشه ای تره. و واقعا واقعا نمیدونم آیا براش راه حلی پیدا خواهد شد یا زمان این مشکل رو حل خواهد کرد یا نه. این که دیدگاه زنان رو نسبت به خودشون ارتقا پیدا کنه.

    1. صدرا جان تو کتاب به این زیاد اشاره شده و همانطور که به الهام هم گفتم در اینکه یک زن باید چطور باشه خانواده و جامعه با زدن برچسب هایی شخصیت اون رو شکل میدن شریل سندبرگ میگه از بچگی به دخترا میگن خوشکل مثل مامان و به پسرا میگن رییس مثل بابا.
      اما در مورد ارتقا که گفتی برای شخص من و شاید هم سایر زنان اینطور هست که زنان به نسبت مردان سخت گیرترند حتی نسبت به خودشان و انتظار و توقع شان از خودشان بالاست و به همین خاطر خودشان را به نسبت آن سطح ایده آل می سنجند . اما در مورد آقایان اگر انتظاراتشان بالا هم باشد اما باز نسبت به خودشان کمی آسان گیر هستند همانطور که نسبت به دنیا.

  4. حتما…میذارمش تو اولویتام… معصومه جان یادم میاد توی سن ۱۵ سالگی مشاور مدرسه اومد سر کلاس و روی تخته نوشت اگر قدرت داشتم… و از ما خواست که بنویسیم. تا آنوقت تصوری از خودم در مورد قدرت نوشتن نداشتم ولی به وجد آمدم و کلی نوشتم. جلسه بعد سر کلاس، نوشته ام به عنوان بهترین ، خوانده شد و کلی مورد تحسین واقع شدم. اما وسط اون نوشته طولانی دو سه خط (‌شایدم کمتر )‌ بود که از مطالعه مجله رشد توی ذهنم مونده بود و از اونم نوشتم. دقت کن رونویسی نکردما ولی تعابیر اون مجله را به کار بردم. باور نمی کنی که تا چند سال برام کابوس شده بود که یکی بره تو کتابخونه تو آرشیو مجله های رشد و بفهمه که دو خط از نوشته من الهام گرفته از اون بوده… اصلا این خانم مورد اورژانسی و حادی مثل من را برای بررسی موردی از قلم انداخته 🙂

    1. مریم جان من مطمئنم تو تخصص های خوبی داری کامنت هات رو تو متمم همیشه می خونم و ازونا استفاده می کنم. من فکر می کنم مشکل بی تخصصی و کم تخصصی نیست مشکل عدم تمرکز لازم روی خودمون و یک رشته خاص هست یعنی حرفه ای شدن در یک رشته اما چون ما نمی تونیم از خیلی چیزهای دیگه بگذریم نمی تونیم متخصص بشیم. نکته دیگه اینکه ما به اندازه کافی در خودمون عمیق نشدیم که بفهمیم در چه چیزی تخصص داریم شاید تو مثلا نویسنده خوبی باشی یا تحلیگر خوبی باید بیشتر خودمون رو وارسی کنیم من این کامنت رو از تو قبول نمی کنم و منتظرم هر چه زودتر بیای اینجا و بگی تخصصت اینه.
      مریم جان اگر پست آیا زنان موفق ازدواج می کنند رو نخوندی یه نگاهی بنداز.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *