دیگران در حق من کوتاهی کرده اند خودم چطور؟

هر کدام از ما در محیط های متفاوتی بزرگ شدیم با پدر و مادرهای متفاوتی که هیچ اختیاری هم در انتخاب آنها نداشته ایم. بالطبع هر کدام تربیت های مختلفی دیده ایم بعضی هایمان در بخشهایی از زندگی مان خوب تربیت شده ایم و بعضیها نه.
بعضیهایمان تحت تربیت پدر و مادرهای آگاهی بوده ایم و بعضیها هم به هر دلیل نه.
اینکه حتی در کدام شهر به دنیا آمده ایم و بزرگ شده ایم مهم است مثلا من در ایلام به دنیا اومدم که پسوند محرومیت همیشه همراهش بوده حتی اگه خودم هم فکر کنم محرومیت مهم نیست رسانه ها و دیگران همیشه اون رو به من یادآوری میکنند با اینکه این شهر جزو ایران بوده اما خیلی از قانونهایی که ما مجبور به رعایت اونها بودیم جاهای دیگه نبودن مثلا از سوم راهنمایی به بعد چادر اجباری بود، جوراب سفید جرم بود، در صورتی که تهران اینگونه نبود و الی آخر یعنی جبر جغرافیایی هم بوده، جبر خانوادگی و…
به هر حال زمانی پیش می آیدد که ما در نقطه ای قرار میگیریم که:

حالا من برای پیشرفت خودم چکار کنم؟

خیلی باید زمان بگذاریم، درباره خود فکر کنیم، بنویسیم تا بفهمیم خوب ما با این شرایط، خانواده و محیط و شهر و کشور بزرگ شده ایم بد یا خوب معمولا انحراف به سمت بد زیاد است. و این یک واقعیت است.
خوب مرحله بعد که یکی از اشتباهات فاحش ماست و از هر لحاظ منطقی، عقلی، احساس، ریاضی درست نیست مقایسه کردن خود با دیگران است چون ما با دیگران نقاط اشتراک و شرایط مشابه کمی داریم و از این لحاظ مقایسه جایز نیست و این ما را به مسیر اشتباه می برد مقایسه با  کسی که در شهری دیگر خانواده ای دیگر و احتمالا با شرایط بهتری بزرگ شده.
و حسرت و افسوس و…

البته این مقایسه می تواند به قصد یادگیری باشد ولی آیا ما این مهارت را داریم؟
مرحله بعد پذیرش این موقعیت است من فردی هستم که در این خانواده در این شهر در این کشور بزرگ شدم و هیچ چیزی دست من نبوده و باید این رو بپذیرم و حسرت و افسوس نخورم که اگه پدر من مثل پدر فلانی بود اگه مادرم فلان و غیره من همینم،  پدیرش سخته اما اگر نگاه آگاهانه ای به زندگی داشته باشیم اون رو می پذیریم، در ضمن باید یکبار برای همیشه این رو بپذیریم تا مدام این موضوعات در زندگی آزارمان ندهند چون هر دفعه ممکنه با مساله و چالشی مواجه شویم که دردها و حسرت  ها و افسوس های ما رو بهمون یادآوری کنه.

خوب حالا من خودم رو پذیرفتم الان چکارکنم؟

اگر قصد دارم وارد مسیر رشد و موفقیت بشم و یا اصلا میخوام یه زندگی خوب رو تجربه کنم ببینم خودم نسبت به خودم چطور هستم دیگران ممکنه در حق من به هر دلیل کوتاهی کرده باشن. پدر، مادر محیط، معلمها، مدرسه، کشور، رییس جمهور، رییس اداره و…
حالا که این آگاهی رو پیداکردم و فهمیدم که تو چه شرایطی بزرگ شدم و خودم نسبت به خودم فرد آگاهی هستم باید خودم هوای خودم رو داشته باشم چگونه؟
آیا خودم خودم رو دوست دارم همون چیزی که به عنوان نیاز اولیه از دیگران انتظار دارم؟
آیا برای رشد خودم کاری میکنم برای داشتن حال خوب، برای شادی، برای داشتن درآمد خوب و..؟
قدر زمانم رو میدونم؟
برای خودم ارزش قایل هستم؟
میدوم ثانیه به ثانیه زندگی ام میتونه مهم باشه؟
برای سلامتی ام کاری میکنم؟ ورزش میکنم؟
تغدیه سالم دارم؟

آیا برای زندگی خودم برنامه ریزی می کنم یا آن را به امان خدا ول کرده ام؟

اصلا آیا به زندگی خودم به عنوان یک موضوع جدی و مهم نگاه میکنم؟
میدونم ممکنه بگین با این شرایطی که ما داریم مگه میشه حرص نخوریم آره میشه خیلیها حرص میخورن خیلیها هم نه، انتخاب با خودمونه.
در نهایت میخوام بگم ما در زندگی خودمون با مشکلاتی دست و پنجه نرم کردیم که مقادیر زیادی از اونها رو خودمون ایجاد نکردیم از اونها باید بگذریم البته اگر قصد تجربه یه زندگی خوب رو داریم خوب هم نسبی است از نظر من یه زندگی که در اون خودمون باشیم و رضایتمندی رو هم تجربه کنیم.
از این مرحله به بعد خودمون مسئول خودمون هستیم و نباید در حق خودمون کوتاهی کنیم.

دیگران در حق من کوتاهی کرده اند خودم چطور؟
۴٫۵ (۹۰%) ۱۰ vote[s]

5 دیدگاه برای “دیگران در حق من کوتاهی کرده اند خودم چطور؟

  1. سلام
    به نکات خوب و تاثیر گذاری اشاره کردید. مخصوصا این جمله را خیلی دوست دارم:
    “خودمون مسئول خودمون هستیم”.
    با توجه به اینکه برخی از شرایط زندگی همانطور که اشاره کردید، دست ما نیست، آنها را بپذیریم. با این حال، اگر در هر شرایطی از تمام فرصت هایی که در اختیار داریم، در جهت رشد و تغییر خودمان به نحو احسن استفاده کنیم، رضایت نسبی از زندگی خودمان را تجربه خواهیم کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.