در اسارت اشیا و آدمها

برای خودم
اسارت فقط آن نیست که به خاطر ایمانت، وجدانت، تفکراتت پشت میله های آهنی به بند کشیده شوی.
گاهی اشیا با حضور بیش از حدشان بیش از آنکه باید باشند تو را به اسارت در می آورند.
این شی میتواند هر چیزی باشد حتی یک ماشین که برای داشتنش ممکن است ساعتهای باارزش زندگی خود را گذاشته باشی یا حتی یک جفت کفش یا لباس که ساعتها زمان خود را در فروشگاهها سپری کنی و در نهایت بفهمی این کفش این ماشین آنقدر که فکر می کردی برای تو خوشحالی به بار نیاوردند.
حواست باشد اشیا زندگی ات جا بر تو تنگ نکنند آنقدر که نتوانی یک جای خالی در خانه برای خلوت کردن پیدا کنی.
ظرف و ظروفها از دیوار تفکرت بالا نروند از خوشحالی ات کم نکنند هر چیزی به غیر از سختی رشد کردن و قد کشیدن درونی نباید لحظه ای خوشحالی ات را کم کند چرا که درد ناشی از رشد قرار است خوشحالی بلند مدتی برایت به ارمغان بیاورد.
زندگی ات را با اشیا پر نکن.
اسارت فقط سلول انفرادی نیست.
گاهی شخصی ممکن است تو را به اسارت تفکر پوسیده خودش درآورد.
اجازه نده بازندگان دائمی زندگی، لحظه ای زمان تو را برای نقل داستان شکست همیشگی شان به اسارت درآورند شکستی که خود هم از آن درس نگرفته اند.
نگذار انسانها تو را به اسارت تعصب شان به اسارت بی خیالی شان زمانی که باید باخیال باشی درآورند.
نگذار انسانها لحظه ای خاطرت را با نقل داستانهای تکراری شان مکدر کنند زندگی و زمانت آنقدر ارزشمند است که صرف شنیدن قصه های تکراری آنها شود.
حتی نگذار رسانه ها برای لحظه ای زمانت را متوقف کنند تا تابلوی تبلیغات روزانه آنها شوی.

وقتی این همه کتاب خوب انتظار خواندنت را می کشند نگذار کتاب نخوانهای یاوه گو  و رسانه های نادان با کلمات پوچ و خالی خود مغزت را دچار فرسودگی کنند.

اینها همه اسارت است که اگر چه آنی و مشهود و انفرادی نیستند اما آنقدر فشرده و نامحسوس اند که می توانند برای سالها زندگی ات را دچار توقف کنند.

لحظه ای نگذار بند این اسارتها به تنت بخورد اسیر کوته فکری آدمهایی که رسانه ها را می سازند و جیبشان را با اسارت تو پر می کنند نشو.
آزادی بس گرانبهاست.
آزادی بس گرانبهاست.

میوه آزادی خوشحالی عمیقی است که هدیه واقعی ما به خودمان در این جهان پر اسارت است.

 لیاقت تو آزادی است.

در اسارت اشیا و آدمها
۴٫۸ (۹۶%) ۵ vote[s]

2 دیدگاه برای “در اسارت اشیا و آدمها

  1. عالی بود عالی و قابل لمس
    قسمت اول نوشته به شدت منو یاد این جمله میندازه
    جوری زندگی کنید که چیزهای زیادی برای تعریف کردن داشته باشید تا چیزهای زیادی برای نشون دادن.

    این خاصیت زمونه ایه که ما توش زندگی میکنیم به لطف اپلیکیشن هایی مثل اینستاگرام؛ روز به روز زندگی هامون داره به سمت نشون دادن پیش میره و از عمیق شدن و آزاد بودن دور میشیم
    امیدوارم پیدا کنیم خودمون رو در این اشفته بازار عرضه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.