سه شنبه ها با شعر: خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بود

این سه شنبه مهمان غزلی از شاعر ترمه و تغزل حسین منزوی هستیم کسی که از صمیم دل از اعماق وجود شاعر بود و غزل می گفت.

 

خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بود

و مـاه را زِ بلندایش به روی خاک کشیدن بود

پلنگ من ـ دل مغرورم ـ پرید و پنجه به خالی زد
که عشق ـ ماه بلند من ـ ورای دست رسیدن بود

گل شکفته ! خداحافظ، اگرچه لحظــه دیـــدارت
شروع وسوسه‌ای در من، به نام دیدن و چیدن بود

من و تو آن دو خطیـم آری، موازیــان به ناچاری
که هردو باورمان ز آغـاز، به یکدگــر نرسیدن بود

اگرچه هیچ گل مرده، دوباره زنده نشد امّا
بهار در گل شیپـوری، مدام گرم دمیدن بود

شراب خواستم و عمرم، شرنگ ریخت به کام من
فریبکــار دغل‌پیشه، بهانه ‌اش نشنیـدن بود

چه سرنوشـت غم‌انگیزی، که کرم کوچک ابریشم
تمام عمر قفس می‌بافت، ولی به فکر پریدن بود.

پی نوشت: کوروش یغمایی هم این شعر را خوانده است. حتما گوش دهید قصه پلنگ و ماه کامل شنیدنی است.

خوانش این شعر در آپارات

سه شنبه ها با شعر: خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بود
۵ (۱۰۰%) ۲ votes

4 دیدگاه برای “سه شنبه ها با شعر: خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بود

  1. سلام
    هیچوقت به ناچاری دوخط برای انتخاب متوازی بودن فکر نکرده بودم، اما دوستشان دارم چون نه برخوردی باهم دارند و نه تنفری، تا همیشه بافاصله ای امن هوای هم رو دارند…این نرسیدن ها زیباست هرچند شعارگونه است اما زیباست.
    بابت شعر زیبای که انتخاب کردی ممنونم.
    دلم میخواهد شعرها را با صدایت بشنوم

  2. سلام
    منزوی شاعریه که چه بخوام چه نخوام حتما هر روز شعر می خونم ازش، انگار صدام می کنن و انقدر دوستش دارم که وقتی دیدم تو هم این شعر رو اینجا گذاشتی نتونستم ساکت بمونم.
    منم یه پست راجع بهش دارم آخه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *