سه شنبه ها با شعر: تو را صبا و مرا آب دیده شد غماز

نمی دانم تابحال از حضرت حافظ شعری گذاشه ام یا نه اما ضرب آهنگ این غزل آنقدر مرا گرفت که دوست داشتم حال خوب از خواندنش را با شما به اشتراک بگذارم چه بگویم که در هر بیتش دنیایی از زیبایی آرمیده است چه بگویم که جادوی حافظ بس گیرا و جان گیر است. چه بگویم از این همه تضاد و استعاره و ایهام به یکجا

استاد آواز ایران، محمرضا شجریان نیز به زیبایی آن را خوانده است لحظاتی را همنشین این همه زیبایی باشید.

 

غلام نرگس مست تو تاجدارانند

خراب بادۀ لعل تو هوشیارانند

تو را صبا و مرا آب دیده شد غماز

و گر نه عاشق و معشوق رازدارانند

ز زیر زلف دوتا چون گذر کنی بنگر

که از یمین و یسارت چه سوگوارانند

گذار کن چو صبا بر بنفشه زار و ببین

که از تطاول زلفت چه بی‌قرارانند

نصیب ماست بهشت ای خداشناس برو

که مستحق کرامت گناهکارانند

نه من بر آن گل عارض غزل سرایم و بس

که عندلیب تو از هر طرف هزارانند

تو دستگیر شو ای خضر پی خجسته که من

پیاده می‌روم و همرهان سوارانند

بیا به میکده و چهره ارغوانی کن

مرو به صومعه کان جا سیاه کارانند

خلاص حافظ از آن زلف تابدار مباد

که بستگان کمند تو رستگارانند

 

سه شنبه های دیگر را می توانید اینجا بخوانید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.