کتابی که اشک مرا درآورد، کتابی که دوست نداشتم تمام شود.

نبرد هنرمند

امروز خواندن کتاب نبرد هنرمند نوشته استیون پرسفیلد را به توصیه دوست خوبم شهرزاد پاک گوهر تمام کردم.

کتابی که اشک مرا درآورد، کتابی که دوست نداشتم تمام شود.

کتابی که مرا بیشتر مصمم کرد دنبال خودم، دنبال رویاهام بروم.

کتابی که مرا به خودم نشان داد.

به من آموخت چگونه هنرمند درونم را پیدا کنم.

چگونه خلاق درونم را بازیابی کنم.

 چگونه به رسالت پیامبر درونم ایمان بیاورم.

کتابی که خدا را به من نشان داد.

اشتیاق خدا به بندگانی که رویا دارند.

رویا پرورند.

به دنبال رویاهایشان هستند.

به من آموخت تنها نیستم فرشتگان الهام مواظب من و رویاهایم هستند.

به من آموخت حتی اگر تنها تنهای تنها در بیابانی رها بی آب و علف بی هیچ امید و کورسویی رها شدم بازهم دنبال رویاهایم بروم.

به من آموخت در پیگیری و تعقیب رویاهایم بی بهانه باشم هیچ بهانه ای اجازه ندارد مرا از مسیرم خارج کند.

به من گفت خداوند آدم بی رویا را دوست ندارد.

به من آموخت چگونه ادامه دهم و راز زیستن در تداوم است.

به من آموخت انسانها زاده عشقند عشق است که ما را به دنیا آورده است، عشق خداوند به ما به رویاهایمان به تلاشمان.

به من آموخت خداوند عاشق تلاش های ما برای زندگی است برای خوب زیستن برای تاثیرگزار بودن.

به من نیروی فراموش شده ام را باز گرداند نیروی انسان بودنم را.

خلیفه خدا در زمین بودنم را.

به من آموخت از من ها و ماها بگریزم خودم باشم خود برترم ، خود ویرانگرم ، خود آفرینشگرم ، خود جنون آمیزم، خود معجزه گرم خود خودم.

عشق بازی با رویاهایم را به من آموخت.

گفت خدا منتظر است منتظر است تا تو حرکت کنی و  به سمت رویاهایت بروی منتظر است تا عمل کنی، خدا عملگرایان را دوست دارد، نشان بده او از آفرینش تو ناامید نیست، نشان بده تو همانی هستی که باید، همانی که وظیفه ات، کارت، عشقت و تلاشت را می دانی.

به من آموخت هر از گاهی تبر سرخپوستی ام را به اطراف پرت کنم.

به من بارها و بارها گفت:

رشد کن! رشد کن!

متحول شو!

پرسفیلد یک پیامبر است.

 با هم تکه ای از پیامبرگونگی هایش را بخوانیم:

نبرد هنرمند

اخرین صفحه کتاب نبرد هنرمند

زندگی هنرمند

آیا شما نویسنده به دنیا آمده اید؟ آیا به دنیا آمده اید که نقاش، دانشمند یا مبلغ صلح بشوید؟ پاسخ این سوال در نهایت با عمل مشخص می شود.

یا این کار را بکنید یا نکنید.

این طور فکر کردن آسان تر است. اگر بخواهید درمان سرطان را پیدا کنید یک سمفونی بنویسید یا همجوشی سرد اتم ها را بشکافید، نه تنها خودتان را آزار می دهید، یا حتی خودتان را نابود می کنید، بلکه فرزندان خود را می آزارید، مرا می آزارید و سیاره زمین را می آزارید.

فرشتگانی را که از شما مراقبت می کنند خجالت زده می کنید.

با پروردگار کینه ورزی می کنید، او که شما و فقط شما ر با استعدادهای منحصربفردتان آفریده، فقط با این هدف که بشر را یک میلیمتر به سوی بازگشت به خدا به جلو هل دهید.

اثر خلاقانه عملی خودخواهانه یا کوشش هنرمند برای جلب توجه نیست، هدیه ای به جهان و همه موجودات آن است.

پی نوشت: کتاب نبرد هنرمند هم کتابی کم حجم با ۱۹۰ صفحه است. این کتاب هم می تواند میگرواکشنی برای کتابخوان کردن دیگران باشد آن را به کسانی که دنبال رویاهایشان هستند و دوستشان دارید هدیه دهید.

7 دیدگاه برای “کتابی که اشک مرا درآورد، کتابی که دوست نداشتم تمام شود.

  1. سلام.یه سوال داشتم ممنون میشم جواب بدین:
    شما حدود ۲ سال پیش این متن رو درباره این کتاب نوشتین میخواستم بدونم هنوز هم همونجوری که توی متن نوشتین بهش اعتقاد دارین؟و بعضی وقتا تاثیر منفی روتون نزاشته؟

    1. سلام
      من دوسال پیش این نظر رو داشتم الان هم با کلیات کتاب همچنان موافقم، و حس منفی بهش نداشتم اما اگر بخوام نظر دوباره ای بدم باید کتاب رو بخونم اگر فرصت پیش اومد و خوندم حتما به کامنتتون جواب میدم.

      1. من این کتاب رو نخوندم ولی به نظر میرسه که یه جور روانشناسی مثبت اندیش فیک توش داره که صرفا ادم رو جوگیر میکنن و بعد از مدت اثرش کاملا میره و حتی حال ادم بدتر میشه

        1. پیشنهاد می کنم بخونین از این مدل کتابها نیست اتفاقا به بعضی جنبه ها خیلی هم عمیق نگاه کرده و ریشه یابی شده
          بیشتر در مورد انواع موانعی هست که ما رو از حرکت باز می دارند مقاومت های درونی که گاهی خودمون اون رو نمی بینیم .
          کتاب کم حجمیه می تونین سریع بخونین.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.