آیا لحظات باب دیلانی شما فرا رسیده است؟

رولف دوبلی در کتاب هنر خوب زندگی کردن می گوید باب دیلان وقتی جایزه نوبل ادبیات را گرفت برای اهدا جایزه حاضر نشد و سه ماه بعد به آنجا رفت. انگار چنین جایزه ای اصلا برایش مهم نبود.

گریگوری پرلمن بزرگترین ریاضیدان زنده دنیا که یکی از هفت مسئله حل نشده موسوم به مسائل هزاره را حل کرد. از گرفتن جایزه فیلدز و حتی جایزه یک میلیون دلاری سرباز زد او بیکار است و با مادرش در آپارتمانی زندگی می کند  او نسبت به آنچه در دنیا راجع به او و موفقیت هایش می اندیشند بی تفاوت است و تنها چیزی که برایش اهمیت دارد ریاضیات است.

از او نقل شده است که: «من به پول یا شهرت علاقه‌ای ندارم؛ نمی‌خواهم مثل یک حیوان در باغ وحش به نمایش گذاشته شوم.»

و یا در پاسخ یک خبرنگار نیز در خصوص نپذیرفتن جایزه گفته است: «من همه آنچه را که می‌خواهم، در اختیار دارم.»

آیا لحظات باب دیلانی شما فرا رسیده است روزی که هیچ چیز بیرونی برایتان اهمیت نداشته باشد و تنها قضاوتگر با اهمیت برای شما خودتان باشید؟ کمی به زندگی خود و اطرافیانتان نگاه کنید چه هزینه های هنگفت مالی و جانی و زمانی صرف می شود تا فقط دیگران فکر کنند ما مهم هستیم و به اعتبار بیرونی خود بیافزاییم.

بسیار پیش آمده که از شخصی پرسیده باشم چرا این کار رو انجام می دی؟ پاسخ ها اینگونه اند:

از لج دیگری

می خواهم به همه ثابت کنم من می توانم.

می خواهم همه بفهمند من اولین هستم.

می خواهم به همه نشان دهم که من موفق می شوم و به من افتخار کنند.

تلخترین نوع این تصمیمات زمانی است که بسیاری از آدمها ملاک ازدواج خود و یک عمر زندگی کردن را همین کور کردن چشم دیگران می گذارند.

من فکر می کنم عمیقترین لحظات رهایی و آزادی ما در این دنیا زمانی فرا می رسد که خود را از بند قضاوت دیگران برهانیم حرفهای دیگران برایمان پشیزی نیارزند، دوستی داشتم می گفت حرف دیگران برایم کفش زیر پامه.

لحظات شادمانی عمیق ما زمانی فرا می رسد که تلاش و کوشش بی وقفه ما فقط در جهت راضی نگه داشتن خودمان باشد امروزه متاسفانه آدمهای زیادی به بیماری تایید دیگران مبتلا هستند اگر بیماری اینچنینی ندارید از چنین بیمارانی برحذر باشید.

در این بیماری بیمار خود را به عنوان یک شخصیت مستقل و صاحبنظر فراموش کرده و به شکل حریصانه ای برای جلب توجه دیگران زندگی می کند این بیماری درجات مختلف دارد احتمالا هر کدام از ما در طول زندگی خود درجاتی از این بیماری را به شکلهای مختلف تجربه کرده ایم شاید میزان زیادی از آن به دلیل آموخته های اشتباه از جانب خانواده و جامعه بوده است اما امروز که در مرحله ای بهتر از رشد قرار داریم و ظاهرا به سمت جهانی مستقل حرکت می کنیم بهتر است به مداوای خود بپردازیم و لحظات باب دیلانی خود را آغاز کنیم و شادمانی عمیق را تجربه کنیم.

آیا لحظات باب دیلانی شما فرا رسیده است؟
۴ (۸۰%) ۱۰ votes

یک دیدگاه برای “آیا لحظات باب دیلانی شما فرا رسیده است؟

  1. ماهیت حرفتون کاملا درسته، ولی این رو هم فراموش نکنیم که در حقیقت تلاش برای اثبات خود یک نیاز بیولوژیک و طبیعی هم هست،
    اما همیشه به قصد اثبات خود تلاش کردن، ( فقط اثبات، نه خودسازی ) یکی از مصادیق بیماری پارانویا است.
    ولی این تلاش برای دیده شدن گاهی ممکن جنبه مادی ، سیاسی ، یا روانی و معنوی داشته باشه. ( شاید در تلاش خود شخص خاصی مورد نظرش است )
    و البته کیش شخصیت سازی، فرهنگ جوامع فاشیسته، خود جامعه همیشه به دنبال قهرمان و چهره و سلبریتی و کلا به دنبال ارتباط با افراد پر قدرت و پر فوذ هستند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *