آیا جوان ایرانی رستگار می شود؟

منظور از سوال بالا این نیست که بزرگترهای ایرانی رستگار شده اند دغدغه این متن جوانها می باشند.

جوان ایرانی خیلی هم بیکار نیست: ورزش می کند گاهی سرکی به کتابی می کشد در انواع شبکه های اجتماعی به جدی ترین شکل فعال است. مسافرت می رود مهمانی می رود روابط اجتماعی را تجربه می کند دانشگاه می رود شغل مناسب و درآمد مناسب هم دارد. نگران حمله آمریکا به سوریه هم هست؟ نگران فیلترینگ تلگرام هم هست گاهی به شدت نگران محیط زیست هم هست گاهی هم فعالیت های سیاسی می کند گاهی هم مذهبی است گاهی نیست شعر هم می خواند کپشن های بسیار فیلسوفانه و الهام بخش که فقط الهام بخش خودش نیستند در اینستاگرام می گذارد.

گاهی به شدت عاشق است و همه چیز به خیر و خوشی است و گاهی هم…

اما هرگاه به او میرسی و کمی جدی با او حرف میزنی انگار هیچ چیز رضایت بخش نیست. آه و ناله از گوشه و کنار به گوش می رسد حوصله ای که مدام سر می رود سری که شلوغ است هیچ چیز حال نمی دهد همه اش همان دو سه روز اول خوب است همه چیز خسته کننده است و…

فکر می کنم دلیل تمام تناقض هایی که یک جوان ایرانی با آنها سروکله می زند ناآگاهانه زندگی کردن است اینکه هیچگاه به چرایی کارهایی که انجام می دهد فکر نمی کند چرا؟

چون به ندرت فکر می کند.

چرا؟

چون به ندرت مطالعه دارد.

منظور از مطالعه صرفا کتاب نیست هر چند کتاب یک نمونه خوب برای مطالعه کردن است.

مطالعه یک وب سایت هم می تواند اثربخش باشد گوش دادن به یک فایل صوتی هم می تواند آگاهی بخش باشد.

وقتی کمی به چرایی های زندگی مان فکر می کنیم و تنها به گوشه بسیار اندکی از آنها می توانیم جواب دهیم ممکن است همان فعالیت های سابق را انجام دهیم چندان تفاوتی در روتین های زندگی مان رخ ندهد اما تفاوت جدی در میزان رضایت و شادمانی است که نسبت به آن فعالیت و زندگی داریم. زمانی که به قول آلدوس هاکسلی متوجه می شویم که:

تنها می توانید به بهبود یک گوشه از عالم هستی مطمئن باشید و آن ضمیر خود شماست.

 

آیا جوان ایرانی رستگار می شود؟
۳٫۳ (۶۶٫۶۷%) ۱۲ votes

6 دیدگاه برای “آیا جوان ایرانی رستگار می شود؟

  1. معصومه ی عزیز
    مطالعه طرز تفکر ما را شاید عوض کند اما لزوما به معنای اینکه بتواند تاثیری برمیزان لذت بردن ما از زندگی و تک تک عملکرد هایمان بگذارد نیست.
    کما اینکه خیلی می شنویم که هرچقدر بیشتر بدانیم درد و رنجمان هم بیشتر است.
    مشکل جوان ایرانی ریشه ایست
    ریشه ای که در فرهنگ ما نهادینه شده
    در طرز بزرگ شدن ما
    اینکه بزرگ تر های ما کسانی نبودند که از ساده ترین چیز ها لذت ببرند یا زندگی کردن را بلد باشند مشکل اصلی است
    اینکه نتوانستند ذهنیت ما را آنطور شکل دهند که باید…
    شاید مطالعه به ما کمک کند برای فرزندانمان نواقص رفتاری کمتری داشته باشیم و آن ها شاد تر باشند،شاید.

    1. مهسای عزیز هر آگاهی احتمالا با درد و رنج همراه باشه و لزوما این درد و رنج بد نیست خیلی ها و از جمله یونگ می گویند رشد درونی ما با همین درد و رنج آغاز میشه پس بیشتر دانستن لزوما درد بدی نداره.
      راستی خودت فکر می کنی خوب مشکل بزرگترهای ما چه بوده؟ همانطور که تو گفتی و من اعتقاد دارم یکی از آنها این بوده به یادگیری و رشد از طریق کتاب یا کمتر اعتقاد داشتند یا این فرهنگ در میان آنها رواج نیافته خوب حالا که ما فهمیدیم و این آگاهی رو داریم چرا ما به دنبال حل مشکل نباشیم به نظرم مشکل جوانان ایرانی آنقدر ریشه ای نیست که تو گفتی با مقداری کندوکاو در خودمان که حالا با هر ابزاری و از جمله کتاب خواندن می تواند ما را به نتایج خوبی برساند.
      قرار نیست گامهای بزرگی برداریم ذره ذره و با تغییرات کوچک به نتایج خوبی می رسیم ضمن اینکه هر تغییری در ما روی اطرافیان ما هم تاثیر دارد و این ذره ذره ها کم ما را به دریای آگاهی و رضایت و شادمانی وصل می کند.
      و نکته دیگر با آگاهی زندگی بهتری را تجربه می کنیم با رضایت بیشتر و مسلما شادمانی بیشتر، حداقل برای من اینگونه بوده. اگر کسی خلاف این را می گوید یا تجربه کرده می تواند درباره آن بگوید.
      ممنونم از اینکه نظرت رو اینجا گفتی و به بحث انجامید. خوشحالم که دغدغه رشد داری.

  2. سلام معصومه جان مرسی از مطلب خوبت
    اینکه برای هر کاری چرا داشته باشم میتونه باعث این بشه که زندگی اگاهانه داشته باشم؟
    یکی از اساتیدم میگفت با نترسیدن میتونی زندگی اگاهانه داشته باشی

    1. شبنم عزیز از نظر من چرایی برای انجام کار ما رو به یک درون کاوی متمایل می کنه و شناخت بهتر از خود و این همون آگاهیه، منظور از آگاهی یعنی اینکه من ارزشها معیارها و دلایل خودم رو برای زندگی و انجام گارها و انتخابهام بدونم در لحظه زندگی کنم حضور داشته باشم و تا اونجا که می تونم به کاری که انجام میدم تسلط کافی داشته باشم بدونم در اطرافم چی می گذره و خیلی چیزهای دیگر.
      از نظر من نترسیدن لزوما به آگاهی منجر نمیشه یا اینکه شاید خودت جمله رو کامل نگفتی نترسیدن به ما جسارت برای انجام کارها رو میده که این حتما آگاهی نیست.

  3. به نظرم شرایط زندگی در ایران یک مقدار نامساعد و متزلزله که همین سخت میکنه و تهش ناامیدی به بار میاره.. واین چیزی که نوشتین رو قبول دارم به طور کلی ولی قطعا در مورد خیلی از جوونهای شهرستانی مصداق نداره.

  4. به نظر من هم به دلیل کم خواندن کتاب و اینکه اکثرا توی فضای مجازی دنبال کارهای هیجان انگیز میگردیم و و زمان را خود به خود از دست می دهیم و تا به خودمان میایم از زندگی چیزی نفهمیدیم و کاری تو این دنیا انجان ندادیم و این بدترین حس دنیاست.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *