آن چیزی که در ON  هستیم ابدا در OFF نیستیم، آنم آرزوست

یکی از چیزهایی که به مدد تکنولوژی به شکلی حرفه ای نسبت به قرون گذشته به آن دست یافته ایم دورویی است.

یادم می آید دوستی می گفت من فکر کردم فلانی با توجه به نوشته هایش در وب سایتش چه آدم مهربانی می تواند باشد اما وقتی با او صحبت کردم دیدم عجب گرگی است.

احتمالا در سایت بخش بره او به نگارش می پرداخت.

البته شاید هم دوست من دچار خطای شناختی شده بود و بنده خدای نویسنده همانی بود که هست.

من در نوشته هایم همیشه سعی کرده ام هم از جانب گرگ درون و هم از جانب بره بنویسم و شاید بیشترین خودافشایی ها را همینجا داشته ام می توانید درباره من را بخوانید اصولا آدم محافظه کاری نیستم و البته از این نظر آسیب زیادی هم دیده ام و البته تصمیم گرفته ام کمی محافظه کار شوم

با همه اینها فکر می کنم خود بودن در نوشته هایمان کار سختی است من با تمام تلاشی که کرده ام خودم باشم بسیاری از دوستانم که به من می رسند می گویند ما در سایت تو به آرامش می رسیم با خودم می گویم عجب مدیتیشن بازاری است حداقل خودم آنقدر به آرامش نمی رسم یا آرامش نداشته ام، پس من هم احتمالا خودم نیستم و یا این خاصیت نوشتن است که اگر چه با تلاطمی که در درونت ایجاد شده شروع به نوشتن می کنی اما خود نوشتن آرامت می کند القصه قضاوت با شما آنهایی که هم مرا دیده اند و هم خوانده اند می توانند قضاوت کنند.

از این از خود تعریف کردن ها که بگذریم اما من با تفاوت های رفتاری زیادی در فضای on و off روبرو شده ام:

چندی پیش یک قرار کاری با دوستی داشتیم که سرقرار حاضر نشد و خبر هم نداد بعدها توی سایتش نوشته بود خوش قول باشیم و با آدمهایی که در قرارهایشان تاخیر می کنند دوستی مان را به هم بزنیم  با خودم گفتم جانا سخن از زبان ما می گویی

حالا اگه طرف اصلا سرقرار نیاد چی ؟

دوباره دوستی دیگر در سایتش نوشته بود برای هم حس های بد ایجاد نکنیم الکی قول ندهیم و یا اگر نمی توانیم سرقولمان باشیم لااقل توضیح دهیم چرا؟ …اما دیده بودم همان آدم چطوری خودش یکجایی برای یک نفر حسی بد ایجاد کرد و عهدی کرد که به آن وفا نکرد بدون هیچ توضیحی.

راستش طاقت نیاوردم از او پرسیدم راستی یادت نیست فلان جا چه کردی گفت بعدا برایت توضیح می دهم.

از این دست زیاد دیده ام احتمالا شما هم زیاد دیده اید از لینک هایی که به هم می دهیم و همان نان قرض دادن دیجیتال محسوب می شوند تا نقابهایی که اینگونه به چهره می زنیم

می خواهم بگویم با روند رو به رشدی که در تکنولوژی می بینیم همانطور که الان هم شاهدش هستیم بخش اعظمی از زندگی ما در فضای دیجیتال می گذارد و شاید حتی کل زندگی ما،  اگر می خواهیم حضوری حرفه ای و اثرگزار و موفق داشته باشیم بهتر است تمرین کنیم و تلاش کنیم خودمان باشیم. چون با هر خود نبودن بخش زیادی از روابط خوبمان را از دست می دهیم. و بالاخره جایی دستمان رو می شود و امان از آن روز، دنیای دیجیتال بی رحم تر از این حرفهاست خدا نکند گوگل بفهمد شما دورو هستید.

آن چیزی که در ON  هستیم ابدا در OFF نیستیم، آنم آرزوست
۳٫۶ (۷۲%) ۲۰ votes

8 دیدگاه برای “آن چیزی که در ON  هستیم ابدا در OFF نیستیم، آنم آرزوست

  1. معصومه جان.
    با حرفات کاملاً موافقم. چند وقت پیش یه دوستی توی وبلاگ برام کامنت گذاشته بود می‌گفت منو یه آدم «عاقل» تصور می‌کنه. راستش خیلی جا خوردم. نمی‌دونم توی نوشته‌های من چه چیزایی خونده بود که چنین تصویری از من توی ذهنش شکل گرفته بود.
    از طرفی هم ترسیدم که شخصی بخواد تصویر یه آدم عاقل از من داشته باشه چون واقعاً دیوونگی‌ها و حماقت‌های منو ندیده. یاد شاید هم دیده ولی اونا رو فیلتر کرده. می‌دونی به نظرم بخشی از تصویری که دیگران از ما توی ذهن‌شون دارن تقصیر ما نیست. اون چیزی هست که اونا دل‌شون می‌خواسته از ما در ذهن‌شون بسازن.
    ولی به هر حال اگه اون تصویر ساخته شده با خودِ واقعی ما فاصله‌اش زیاد باشه، هم برای ما و هم برای طرف مقابل دردسر درست می‌کنه.
    یادم میاد یه دوستی هم چند باری بهم گفت که تو آدم خیلی خوب و منطقی هستی. بعدش براش یه خودافشایی کردم و توضیح دادم که دوست من، اونجوری‌ها هم که تو فکر می‌کنی من آدم خوب و منطقی نیستم و کلی اشتباه ریز و درشت توی زندگیم داشتم.
    این جمله هم همیشه توی ذهنمه: دوست دارم به خاطر آنچه که هستم از من متنفر باشند تا به خاطر آنچه که نیستم دوستم داشته باشند.

  2. هر کسی از ظن خود شد یار من
    از درون من نجست اسرار من

    به نظرم زندگی دیجیتال یه دنیای دیگه ای فراهم کرده. مثل دنیاهای موازی در داستان ها و فیلم های علمی-تخیلی. اما این دنیای موازی، دنیای واقعی هست در کنار دنیای فیزیکی. به نظرم خواه ناخواه نمیتونیم در دنیای دیجیتال دقیقا مثل دنیای فیزیکی باشیم. یکیش به خاطر نبودن محدودیتهای دنیای فیزیکی در دنیای دیجیتال هست. حتی اگر خودآگاه تلاش کنم که در هر دوی این دنیاها یکسان باشم، اما خواسته و ناخواسته بطور ناخودآگاه، یه جورایی به دنیایی که در ذهنمون و تصویری که از خودمون دوست داریم داشته باشیم نزدیک میشم. البته این صرفا استنباط شخصی ام از خواندن مطالب وبلاگ دوستانم هست که هیچ دیدار فیزیکی با آنها نداشته ام، اما اگر دقت کنیم نوشته های همه مان -اگر همه نوشته های هر شخص را یکجا در نظر بگیریم- چنین رنگ بویی دارد. اگه به ادبیات مدینه فاضله بخوام بگم، یه جورایی شخص فاضله در ذهنمون هست که در نوشته هامون نشت پیدا میکنه.
    هر فردیی سبک زندگی داره که بعضی جنبه هاشو دوست نداره و به قول استاد عزیز محمدرضا شعبانعلی تغییر سبک زندگی اگرچه غیر ممکن نیست، اما خیلی سخته و کار هر کسی نیست. ممکنه من آدم خوش قولی نباشم، اما دوست داشته باشم که خوش قول باشم و ممکنه برای تغییر این مورد تلاش جدی بکنم یا به هر دلیلی تلاشی نکنم و صرفا در نوشته هایم درباره خوبی خوش قول بودن بگویم، بدون اینکه واقعا بخواهم آدمی درو و بدقول باشم.

    پی نوشت: ادم کم حرفی هستم به همین خاطر احساس میکنم زیاد حرف نوشتم!
    پی نوشت ۲: این خاصیت دنیای دیجیتال هست. گاهی اوقات برای خودم هم پیش آمده که وقتی حرفهای چند سال پیشم را می خوانم واقعا خنده ام می گیرد. البته از نگاه یک مخاطب بیرونی که مرا می شناسد.

    1. حرفات درسته اما با توجه به گسترده شدن فضای دیجیتال به نظرم باید تلاش کنیم از این دوگانگی بیرون بیایم و خود واقعی مون باشیم خوب همونطور که گفتی صدردصد نمیشه چون بخشی از نوشته هامون رو انگار ناخودآگاهمون مینویسه اما اون بخشی رو که حواسمون هست و خود آگاهمون اون رو به تحریر درمیاره بهتره خود واقعی ما رو به تصویر بکشه چه ایرادی داره بگیم من آدم بدقولی هستم اما تلاش می کنم خوش قول باشم و چندبار هم بدقولی کردم، من امروز پیامی توی توییتر خوندم با این مضمون که( من با دوستم اختلاف نظر پیدا کردم و توی کسب و کاری که داشتیم از او جدا شدم، امروز که کسب و کارش شکست خورده ته دلم احساس کردم خوشحالم و به خاطر این حس از خودم ناراحتم) این هم یک نمونه خوب من واقعا از خوندن این توییت لذت بردم.

      1. با نظر شما کاملا موافقم. اما بنظرم با گسترش فضای دیجیتال این دوگانگی بیشتر هم خواهد شد. چون من نوعی می توانم در دو دنیای متفاوت، دو زندگی متفاوت داشته باشم. محدودیت هایی که در دنیای فیزیکی هست در دنیای دیجیتال نیست. (البته منظورم جعل هویت در فضای دیجیتال نیست. مثل اکثر افراد جامعه که با اسمهای مختلف و تصاویر نامرتبط که فقط درون آشفته و متوحششان را نشان می دهند و جرات استفاده از اسم و تصویر واقعی شان نیستند. یا کسانی که در کامنت گذاشتن در سایت های مختلف حتی جرات ندارند از اسم کامل واقعی شان استفاده کنند و یا شاید هم خلاقیتی ندارند که یک اسم مستعار ثابت برای کامتن گذاشتن در سایت های مختلف استفاده کنند).
        بنظرم گاهی اوقات ما انسانها نمی تونیم تمایزی بین خود واقعی مان -تصویری که دیگران از ما دارند- و خود ایده آل مان -تصویری که خودمان از خودمان داریم- قائل شویم. و معمولا خود ایده آل مان را اصل می گیریم.
        درباره کسانی که آگاهانه دورویی می کنند حرفی ندارم، اما احساس میکنم ما انسانها بیشتر اوقات حرفها و نوشته هایمان براساس خود ایده آل مان است و تفاوت آن با خود واقعی مان را فراموش می کنیم. اگر کسی درباره نکوهش بد قولی می نویسد اما در دنیای واقعی بد قول بوده است، نمی توان گفت حتما آدمی دوروست. حداقل می توان گفت که او دوست دارد خوش قول باشد، اما داستان، داستان سبک زندگی است. که هر کسی توان و حوصله تغییر ان را ندارد، مگر به قول متمم با میکرواکشن.
        حرفم اینه که همه جا این تفاوتها را- تفاوت بین گفته یا نوشته و عمل- منفی تفسیر نکنیم. مثلا خودم یادم هست جایی در وبلاگم در مورد خوبی نوشتن و وبلاگ نویسی و توصیه های آقای شعبانعلی برای نوشتن و وبلاگ نویسی نوشته ام، اما متاسفانه آن گونه که دوست داشتم بنویسم، به دلایل مختلف ننوشته ام.

        پی نوشت: خود ایده آل من می گوید خوب شد تا حدودی جواب حسابی دادی! خود واقعی ام می گوید: بیکاری اینجا می نویسی!؟ برو به کارهای دیگرت برس. خود ایده آل: دوست دارم در مورد موضوعی که دوست دارم بنویسم. خود واقعی: اگه راست میگی و اهل نوشتن هستی، چرا چند وقته چیزی توی وبلاگت نمی نویسی؟!
        دوست عزیز و داستان همین گونه ادامه دارد…

  3. سلام خانم شیخ مرادی
    منم تقریبا با شما موافقم.ومعتقدم که باید خود واقعی مون باشیم درهردوفضا.وخصوصادرفضای مجازی!چراکه مگر هدف از وبلاگ نویسی چیه؟!اگر هدفش توسعهفردی هست،چراباید “هست ها”رو فراموش کنه وبچسبه به “بایدها”!توجه به “باید”ها خوبه بشرطی که نوشتار یا گفتار طوری باشه که طرف رو به آگاهی برسونه وگرنه میشه مصداق این شعر”واعظان کین جلوه درمحراب منبر میکنند/چون به خلوت میروند آن کاردیگر میکنند.اصلا چرا الان درموضوعات دینی انقدنسل جدیدازدین زده شدن؟مگر غیر این است که اقایون ایده آلی رو مطرح میکنن ولی غافل از عمل کردن خودشون!من میگم اینطوری که فقط ایده آل رو مطرح کنیم ممکن دچار ایده ال گرایی بشیم وفقط حرف های قشنگ بزنیم!اونم برای جذب مخاطب واینکه آدم خوبی جلوه دادن!شیوه نوشتن خیلی مهمه.باز درموضوعات دینی ،ببینید یکی از شرایط توبه اینه طرف خود اقرار کنه به گناهانش!وبعددرخواست ببخشش.وپیمان بستن باخداوند.حالا فک کن طرف اقرار یادش بره!تو وبلاگ هم اینه طرف باید اولش بگه من بد قولم ولی دارم اینا رو اینجا مینویسم تا خوش قول بشم .نه اینکه بیاد راجع به خوش قولی بنویسه وبگه هرکی بدقول بود باهاش قطع دوستی کنیم!!اگه به “هست “هاتوجه کنیم وسعی کنیم اونو رو ارایه بدیم ولی منتهی به سمت”باید “ها حرکت کنیم خیلی موثرتر هست به نظرم .منتهی توجه به “هست “ها یه مشکلی برامون بوجود میاره اینکه یه عده ازما بدشون میاد !چون خود واقعی هستیم وازاون طرف خیلی ها دست به سواستفاده میزنن!(فک میکنن ساده هستی!)حالا کافیه ایده آل تو ارایه بدی اکثرا عاشقت میشن!کتابی هست بنام “جاذبه ودافعه حضرت علی”من تودبیرستان خوندم .اونجا مولف میگه انسان واقعی کسیه که یه عده دوستش دارن یه عده باهاش مخالفن.این همون توجه به هست ها یا خود واقعی هست که حضرت علی اینگونه بوده .منتهی میگه اونایی که همه دوستشون دارن!مشکل دارن احتمالا دارن یه چیزی رو مخفی میکنن یا دورو هستن.حالا بماند که تو مسایل ازدواج و… هم دچارمشکل میشی.

    1. ممنونم کامنت خیلی خوبی بود و در واقع بخشی از ناگفته های متن من رو شما اینجا نوشتین امیدوارم به سمتی که شما درباره اش گفتین بریم اینجوری جامعه کمتر دچار سردرگمی میشه. به قول شما ما تجربه اینگونه زندگی کردن رو در مسائل دینی داریم و الان به بدترین نتیجه ممکن رسیدیم.
      باز هم ممنون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *