کلاس درس کجاست؟ یادگیری چگونه اتفاق می افتد؟

تنها کلاس های درس نیستند که مخصوص آموزش و یادگیری اند اتفاقا شاید در کلاسهای درس که مخصوص آموزش و یادگیری اند چیز زیادی یاد نگیریم.

در زندگی موقعیت های مختلفی وجود دارد که می توانیم در محضرشان بهترین درس ها را یاد بگیریم:

–         یک کتاب، البته اینجا باید مشخص کنم چه کتابی و چه نوع مطالعه ای فرض را بر این می گذارم ما از آن آدمها هستیم که به بهینه ترین شکل یک کتاب را می خوانیم هرچند خود این بهینه هم به شکلی نسبی است و تکلیف آن را هم باید روشن کنیم. اما بعضی کتابها تلنگری واقعی اند آنقدر تو را به دنیای درونت می برند که انگار آیینه ای تمام قد در برابر تمام وجود تو قد علم کرده و تو با شفافیت تمام خودت را می بینی.

–         کار و محیط های کاری: وقتی کاری را انجام می دهیم در جریان انجام آن ممکن است با چالش های زیادی روبرو شویم و همه این چالش ها درس های فراوانی برای ما دارند من سخت ترین درس ها را از محیط کاری ام آموخته ام.

–         حتی یک گفتگوی دو نفره با یک دوست، هر چند اینجا هم باید مشخص کنم چه نوع دوستی، شما بهترین حالتش را در نظر بگیرید. دوستی که حرفهایش برای ما تلنگری باشد که خودمان را بهتر بشناسیم و به شکل جدی تری به آموزش و یادگیری خود بپردازیم دوستی که در واقع فقط یک دوست نیست بلکه یک معلم هم هست.

–         یک رابطه حالا از هر نوعش عاطفی، کاری و… می تواند درس های زیادی را به ما بدهد.

اما نمی دانم چرا بهترین درس ها را از ماجراهای تلخ می گیریم همان ها که سخت تکانمان می دهند و مجبوریم دست از هر کاری که داریم بکشیم

یادم می آید سهیل رضایی در یکی از فایل های صوتی خود نقل به مضمون می گفت بسیاری از اوقات شما سراغ یادگیری نمی روید مگر اتفاقی بیاید به شما یک سیلی بزند و دست شما را بگیرد و سرکلاس بنشاند.

بسیاری از اوقات ما سر کلاس نمی رویم از آن فرار می کنیم تا اینکه…

این ماجراهای تلخ می توانند هر چیزی باشند.

–         شکست کاری

–         شکست مالی

–         شکست عاطفی

–         بی تعهدی یک دوست در یک رابطه دوستی یا کاری

–         مرگ عزیزی

–         بیماری لاعلاج

این ماجراهای تلخ باعث می شوند ما سرجایمان بنشینیم، سرمان را پایین بندازیم و  به درون خودمان برویم و مدتها آنجا بمانیم و درس های زیادی از محضر درون خودمان بیاموزیم و حالمان که بهتر شد دوباره وارد اجتماع شویم تا روزی دیگر و ماجرایی تلخ تر، تلخی هر ماجرا که بر ما نازل می شود ما را در برابر تلخی مقاومتر می کند.

نمی دانم این داستان غم انگیز زندگی است یا نه یک داستان واقعی و کاملا طبیعی است که باید حتما رخ بدهد و اگر رخ ندهد غیر عادی است.

اگر به عقب نگاه کنیم زندگی ما را مجموعه حوادث تلخی ساخته اند که حالا برای ما بدل به خاطره های شیرینی شده اند خاطره ای هایی که روزی زهرشان را با تمام وجود در ما ریختند اما این ما بودیم که دوام آوردیم.

انگار جایی باید تسلیم زندگی شد و مانند یک دانش آموز حرف گوش کن سرکلاسش نشست و یاد گرفت :

آموزش تمام ناشدنی است.

کلاس درس کجاست؟ یادگیری چگونه اتفاق می افتد؟
۵ (۱۰۰%) ۱ vote

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *