آلن دو باتن

آلن دو باتن چگونه درباره زمان حال می گوید؟بخش اول

قبلا در پست های 

قابلیت زیستن در زمان حال و سیلی زدن

چرا در زمان حال نیستیم؟ پس کجاییم؟

چرا باید هم اکنون، اینجا باشیم؟

درباره زمان حال نوشتم اما اینبار می خواهم از زاویه دیدی متفاوت و شاید کمی فلسفی به زمان حال نگاه کنم. از نگاه آلن دو باتن نویسنده سوییسی و مجری تلویزیون ساکن بریتانیا.

آلن دو باتن فلسفه خوانده است و در کتاب هایش به راحتی ردپای فلسفه به زبانی ساده را می توان دید. خاصیت نوشته های او این است که ذهنت را به چیزهایی خلاف آنچه که تاکنون بوده است آشنا می کند و اینگونه تو را به چالش و تامل دعوت می کند.

البته آلن دو باتن خاصیت های دیگری هم دارد این که با منطق عجیبی درباره عشق و روابط و زندگی می گوید. و تو ناگزیر می شوی از همراهی اش، سرجایت می نشینی و به خواندن ادامه می دهی.

جستارهایی در باب عشق اولین رمان عاشقانه آلن دو باتن است. این کتاب را «گلی امامی» ترجمه کرده است. امامی درباره‌ی این کتاب می‌گوید:«تصور کنید که اگر کتابی به عنوان جستار یا مقاله در باب عشق باشد چه چیزی در آن می‌توان خواند. این کتاب درباره‌ی رابطه‌ی عاشقانه‌ای است که مراحلش را از دیدگاه‌های فلسفی و روانشناختی بررسی کرده‌ایم. 

من چند پاراگراف از این کتاب که آلن دو باتن در خلال صحبت هایش از زمان حال می گوید و برای خودم جذاب بود را در دو بخش، در این پست و پست بعدی می آورم. و می دانم حتما شما را به چالش خواهد کشید. می توانید تجربه خوانش این سطرها را در زیر همین پست بگذارید.

(۱)

هر چند پی گیری خوشبختی هدف غایی ما بود لیکن این هدف مبتنی بر این باور مطلق بود که خوشبختی فقط در آینده ای دور متحقق خواهد شد.

(۲)

چرا ما چنین می کردیم؟ شاید به این دلیل بود که لذت بردن در زمان حال به عوض پنهان شدن پشت باور «دستیابی به خوشبختی در زندگی بعدی» ما را درگیر واقعیتی ناقص و به نحو خطرناکی فرار میکرد، زندگی در زمان آینده کامل، بدین معنی است که زندگی ای آرمانی، خلاف زندگی حال داشته باشیم زندگی ای که ما را از متعهد شدن به موقعیت مان نجات می دهد. دیدگاه ما نسبت به تعطیلات، میهمانی ها، کار، و چه بسا عشق خاصیتی فناناپذیر دارد، گویی آنقدر زنده می مانیم که مجبور نخواهیم شد این حقارت را بپذیریم که این (فعالیت) ها عمر محدودی دارند- و ناگزیر مجبوریم بیشترین ارزش را از آنها کسب کنیم.

 (۳)

تا مدتی مدید این تناقض در رابطه با کلوئه(معشوق) با من وجود داشت، تمام روز را در اشتیاق شامی که قرار بود با او بخورم می گذراندم با تاثیر خوبی هم از این ملاقات باز می گشتم ولی خود را در مقابل زمان حالی می یافتم که قابل مقایسه با خاطره یا انتظار این دیدار نبود.

(۴)

 اکثر اوقات زمان حال ناقص تر از آن است به یادمان بیاورد زندگی در زمان حال ناقص، در درون خود ماست و ربطی به جهان خارج ندارد.

(۵)

عدم قابلیت زندگی در زمان حال، در ترس از ترک موقعیت امن انتظار یا خاطره نهفته است و در نتیجه اعتراف به این که (از موهبت های الهی که بگذریم) این تنها زندگی ای است که باید زندگی کنیم . اگر تعهد (مسئولیت پذیری) را تعدادی تخم مرغ فرض کنیم بنابراین متعهد شدن به زمان حال این خطر را دارد که تمام تخم مرغ هایمان را در سبد زمان حال بگذاریم به جای آن که آنها را در میان سبد گذشته و آینده تقسیم کنیم. حال اگر این تمثیل را به عشق تعمیم دهیم این که سرانجام من با معشوقم احساس خوشبختی می کردم به معنی این بود که بپذیرم علی رغم خطری که وجود داشت تمام تخم مرغ هایم را در سبد او گذاشته ام.

 

آلن دو باتن چگونه درباره زمان حال می گوید؟بخش اول
۱٫۷ (۳۳٫۳۳%) ۳ votes

5 دیدگاه برای “آلن دو باتن چگونه درباره زمان حال می گوید؟بخش اول

  1. جملات خوبی را انتخاب کرده اید. مخصوصن جمله اول را خیلی دوست دارم.
    آلن دوباتن در کل عالی است. یک کتاب دارد به نام “هنر سیر و سفر”. درست همان است که می گویید.
    ” ذهنت را به چیزهایی خلاف آنچه که تاکنون بوده است آشنا می کند”.

  2. نام آلن دو باتن را اولین بار در متمم دیدم و چند پاراگراف از او خواندم. برایم خیلی جالب امد که رمانی فلسفی درمورد عشق و روابط عاشقانه نوشته. همان جستارهایی در باب عشق. با علاقه رفتم که بخرم اما پیدا نشد. به جایش یک کتاب دیگر از او خریدم به نام تسلی بخشی های فلسفه. خواندم لذت بردم. برعکس دیگرانی که فلسفی می نویسند و فلسفی درس میدهند طوری که فقط به درد متخصصین فلسفه میخورد، الن دوباتن اتفاقا نثری بسیار عمومی و همه فهم پذیر دارد. و فلسفه را خیلی کاربردی درس میدهد. حتی به در منی که از فلسفه تخصصی ندارم هم می خورد و در زندگی به کار میبرم. کتاب تسلی بخشی های فلسفه دقیقا کاربرد های عملی فلسفه چند فیلسوف بزرگ را تشریح میکندِ. پشت کتاب نوشته سقراط عدم محبوبیت شما را و اپیکور بی پولی شما را و و سنکا طرد شدگی(اگر اشتباه نکنم در این مورد) شما را و شوپنهاور ناکامی شما و نیچه رنج شما را در زندگی درمان میکند. بسیار عالیست. توصیه به همه خوانندگان این وبلاگ .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *